تبليغاتX
تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

قال الصادق(ع):تَعَلَّمُوا العَرَبِيه َ فإنَّهَا کَلامُ اللهِ الَّذِي يکَلِّمُ بِهِ خَلقَهُ

بودجه بندي سؤالهاي عربي در كنكورهاي سراسري سال۸۳الی۹۰(عمومي)

بودجه بندي سؤالهاي عربي در كنكورهاي سراسري سال۸۳الی۹۰(عمومي)

 

درس

موضوع

۹۰

۸۸

۸۶

۸۵

۸۴

83

ميانگين

درصد

 

 

عربي عمومي

ترجمه وتعريب

7

7

7

۸

۷

۷

۷

۵

۷

۲۸%

متن ودرك مطلب

4

4

4

۳

۴

۴

۴

۴

۴

۱۶%

مفهوم

1

1

1

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۴%

تشكيل

2

2

2

۲

۲

۲

۲

۲

۲

۸%

تحليل صرفي واعراب

3

3

3

۳

۳

۳

۴

۳

۳

۱۲%

معتل-مضاعف

1

1

1

1

1

1

1

1

1

4%

اعراب وتركيب

7

7

6

7

7

7

7

7

7

28%

 

100%

٪ معتلات  ۱سوال

*۲۸٪اعراب«تركيب»«عيِّّن الصحيح-عيِّن الخطأ-عيِّن مافيه، عيِّن ماليس-في أيّ مختارلايوجد..وامثال اينها

*الباقي ۶۸%

۴+۲۸+(۶۸)=۱۰۰%

۱- ترجمه وتعريب +متن ودرك مطلب +سوال مفهومي=۲۸+۱۶+۴=۴۸%

۲-تشكيل(۸%)+اعراب وتركيب(۲۸%)+معتلات(۴%)+اعراب وتحليل الصرفي(۱۲%)=۵۲%

۵۲%به نوعي بااعراب«صرف ونحو»        ۴۸%ترجمه ودرك مطلب وسوال مفهومي

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/08/06ساعت   توسط آهویی  | 

معرفی رشته ادبیات و زبان عربی


 

ادبیات و زبان عربی

دیباچه: از همان زمان كه ایرانیان دروازه‌های خود را بر روی سپاهیان عرب گشودند و با آغوش باز اسلام را پذیرفتند، بدون هیچ تعصبی و با شور و نشاط و علاقه‌ای فوق‌العاده به فراگیری، ضبط و تدوین زبان و ادبیات عرب پرداختند،‌زیرا ایرانیان مانند همه مسلمانان پاك نهاد دیگر، زبان عربی را زبان قوم عرب نمی‌دانستند بلكه به این زبان به عنوان زبان قرآن و زبان بین‌المللی اسلام ارج می‌نهادند تا جایی كه به گفته بسیاری از مورخان و ادیبان، خدمات ایرانیان به زبان عربی بیش از خود اعراب به این زبان بوده است. مردم كشور ما امروزه بیش از گذشته نیاز به آشنایی با زبان و ادبیات عربی دارند چرا كه عربی زبان اول جهان اسلام و زبان فرهنگ و تمدن بیشتر كشورهای مسلمان است و ما برای اتحاد، همدلی و همزبانی با جهان اسلام و بهره‌گیری از منابع اصلی اسلامی و تحقیقاتی كه در این زمینه انجام می‌شود همچنین تسلط بر زبان و ادبیات فارسی كه از زبان و ادبیات عربی بسیار تأثیر پذیرفته است، باید به زبان و ادبیات عرب مسلط باشیم. از همین رو در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی كشورمان رشته زبان و ادبیات عربی ارائه می‌شود.
دانشجوی‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ با تاریخ‌ ادبیات‌ عرب‌، متون‌ مختلف‌ نظم‌ و نثر دوره‌های‌ مختلف‌، فن‌ ترجمه‌ از عربی‌ به‌ فارسی‌ و بالعكس‌، علوم‌ بلاغی‌ و عروض‌ و قافیه‌ درزبان‌ و ادبیات‌ عرب‌ آشنا می‌شود. به همین دلیل رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ در دانشگاه‌ها با كتاب‌ عربی‌ كه‌ در آموزش‌ و پرورش‌ تدریس‌ می‌شود تا حدودی‌ متفاوت‌ است‌ چون‌ در مدارس‌، عربی‌ بیشتر درس‌ قواعد و صرف‌ و نحو است‌ و تا حدودی‌ نیز دانش‌آموزان‌ علوم‌ انسانی‌ بلاغت‌ زبان‌ عربی‌ را مطالعه‌ می‌كنند اما در دانشگاه‌ به‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ رشته‌ تخصصی‌ نگاه‌ می‌شود و دانشجویان‌ با دروس‌ متفاوتی‌ از جمله‌:
تاریخ‌ ادبیات‌ عرب‌ در دوره‌های‌ مختلف‌ اعم‌ ازتاریخ‌ ادبیات‌ عصر جاهلی‌، عصر اموی‌، عصر عباسی‌، دوره‌ انحطاط‌ و دوره‌ معاصر، متون‌ نظم‌ ونثر در دوره‌های‌ مختلف‌ تاریخی‌، ادبیات‌ تطبیقی‌، نامه‌نگاری‌ و خلاصه‌نویسی‌، مكالمه‌، انشا و فن‌ ترجمه‌ آشنا می‌شوند.

توانایی‌های‌ لازم :

علاقه‌ و انگیزه‌ در رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ مثل‌ سایر رشته‌ها حرف‌ اول‌ را می‌زند. همچنین‌ دانشجوی‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ باید به‌ ادبیات‌ فارسی‌ و زبان‌ عربی‌ تسلط‌ نسبی‌ داشته‌ باشد و در كنار این‌ توانمندی‌ها اگر به‌ زبان‌ عربی‌ به‌ عنوان‌ زبان‌ وحی‌ نگاه‌ كند، با عشق‌ و علاقه‌ بیشتری‌ رشته‌ تحصیلی‌ خود را ادامه‌ می‌دهد. زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ تنها رشته‌ زبان‌های‌ خارجه‌ است‌ كه‌ فقط‌ از داوطلبان‌ گروه‌ علوم‌ انسانی‌ دانشجو می‌پذیرد. زیرا زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ و عربی‌ وامدار یكدیگر هستند و این‌ دو زبان‌ چنان‌ درهم آمیخته‌اند كه‌ بسیاری‌ از استادان‌ و ادیبان‌ ما معتقدند زبان‌ عربی‌ یك‌ زبان‌ بیگانه‌ نیست‌ و از همین‌ رو در اكثر دانشگاه‌ها رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ در كنار رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ در دپارتمان‌ دانشكده‌ ادبیات‌ قرار دارد. البته‌ به‌ اعتقاد كارشناسان‌، زبان‌ عربی‌ باید یك‌ آزمون‌ اختصاصی‌ داشته‌ و داوطلبان‌ تمامی‌ گروه‌های‌ آزمایشی‌ اجازه‌ شركت‌ در این‌ آزمون‌ را داشته‌ باشند، چون‌ گاهی‌ اوقات‌ یك‌ داوطلب‌ ریاضی‌ و فنی نیز به‌ رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ علاقه‌مند است‌ و مایل‌ است‌ در كنار رشته‌های‌ علوم پایه یا فنی‌، این‌ رشته‌ را نیز انتخاب‌ كند.

موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‌ :

علاوه‌ بر تدریس‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و مؤسسات‌ خصوصی‌ یك‌ فارغ‌التحصیل‌ توانمند رشته‌ عربی‌ می‌تواند به‌ پژوهش‌ و تحقیق‌ در زمینه‌ زبان‌ و ادبیات‌ عربی‌ بپردازد. یكی‌ از مهمترین‌ و اساسی‌ترین‌ مراكز جذب‌ فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ نیز وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ است‌. همچنین‌ فارغ‌التحصیلانی‌ كه‌ زبان‌ عربی‌ را خوب‌ فرا گرفته‌اند، می‌توانند در آزمون‌های‌ اداره‌ فنی‌ قوه‌ قضائیه‌ شركت‌ كرده‌، در صورت‌ موفقیت‌ به‌ عنوان‌ مترجم‌ رسمی‌ دادگستری‌ مجوز تأسیس‌ دارالترجمه‌ را بگیرند. البته‌ دایره‌ این‌ كار بسیار محدود است‌ و هر ساله‌ قوه‌ قضائیه‌ به‌ تعداد محدودی‌ از متقاضیان‌ مجوز می‌دهد. افرادی‌ نیز كه‌ مایلند جذب‌ مشاغل‌ آزاد شوند ، می‌توانند به‌ ترجمه‌ كتاب‌های‌ عربی‌ بپردازند. چون‌ بازار كتاب‌ ما نیاز مبرمی‌ به‌ مترجمانی‌ دارد كه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ و كار ترجمه‌ مسلط‌ باشند.

درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل :

دروس تخصصی :

آزمایشگاه‌، صرف‌ ، نحو، ترجمه‌ و تجوید قرآن‌ كریم‌، روش‌ تحقیق‌ و مأخذشناسی‌، مكالمه‌ ، تمرین‌ صرف‌ و نحو، متون‌ حدیث‌، ادب‌ متعهد اهل‌بیت‌، روزنامه‌ها و مجلات‌ عربی‌، ادب‌ سیاسی‌ در دوره‌ اسلام‌، قرائت‌ متون‌ عرفانی‌ ، ادبیات‌ تطبیقی‌، فن‌ ترجمه‌، انشاء ، علوم‌ بلاغی‌ ، زبان‌ خارجی‌ تخصصی‌ ، متون‌ نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ از عربی‌ به‌ فارسی‌ و بالعكس‌، عروض‌ و قافیه‌، فقه‌اللغه‌، قرائت‌ متون‌ تفسیری‌ قرآن‌ كریم‌ ، نامه‌نگاری‌ و خلاصه‌نوسی‌، نقد ادبی‌، متون‌ نظم‌ و نثر از سقوط‌ بغداد تا عصر حاضر، تاریخ‌ ادبیات‌ از سقوط‌ بغداد تا عصر حاضر، متون‌ نظم‌ و نثر دوره‌ عباسی‌ اول‌ ، تاریخ‌ ادبیات‌ دوره‌ عباسی‌ اول‌ ، متون‌ نظر و نثر دوره عباسی‌ دوم‌ ، تاریخ‌ ادبیات‌ دوره‌ عباسی‌ دوم‌، متون‌ نظم‌ و نثر دوره‌ اندلس‌، متون‌ نظم‌ و نثر دوره‌ معاصر ، تاریخ‌ و ادبیات‌ دوره‌ معاصر ، متون‌ نظم‌ و نثر عربی‌ در ایران‌ از آغاز تا سقوط‌ بغداد، متون‌ نظم‌ و نثر عربی‌ در ایران‌ از سقوط‌ بغداد تا دوره‌ معاصر، تاریخ‌ ادبیات‌ از دوره‌ جاهلی‌ تا پایان‌ دوره‌ اموی‌ ، متون‌ نظم‌ و نثر از جاهلی‌ تا پایان‌ دوره‌ اموی‌.

منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/29ساعت   توسط آهویی  | 

مکالمه زبان عربی

قابل توجه علاقه مندان به یادگیری مکالمه عربی

 

برای آموزش بهتر مکالمه عربی  می توانیدبر روي نشاني


سايت زير كليك كنيد.

 

 

موضوعات مختلف برا ی مطالعه در سایت :

 

آموزش روش های مختلف مکالمه با لهجه های متفاوت عربی

بصورت  کتاب - صوت - تصویر

سایت های مختلف آموزش مکالمه برای دانلود

دسترسی به کتاب های لغت عربی و فارسی بصورت الکترونیکی

آنلاین و دانلود آنها

آموزش عربی کتابهای درسی دانش آموزان متوسطه

قصص عربی - مجلات و روزنامه های عربی

مجموعه های ادبی شامل شعر و نثر عربی وتاریخ ادبیات عرب 

سرودهاو اغانی عربی برای دانلود

وبسیاری از سایت های متنوع آموزشی عربی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت   توسط آهویی  | 

المهدی طاووس اهل الجنه


mhde

أفضل العبادة انتظار الفَرج

هناك عدد كبير من الأحاديث ، التي تؤكد على أنَّ انتظار الفَرَج ، هو أفضل العبادة ، و ذلك لأنَّ ذكر الله في أعلى مستواه و أرفع درجاته ، هو ذكر تلك الدولة المباركة ، التِّي تتصف بجميع مواصفات جنَّة آدم عليه السلام ، تلك الدولة التِّي سوف يعيش فيها الإنسان في جوار ربِّه ، و تحت ظل بارئه ، و في ساحتها تتحقق رحمة الربّ ، التي أشار إليها سبحانه في قوله : ( إلا من رحم ربك و لذلك خلقهم ) ، (سورة هود 119).

فهي إذاً الغاية العمليَّة لأصل الخلق كما مرَّ ، و بدونها لايتصف الخلق بالحكمة أصلاً. و من هنا صار من اللازم أن نتحدَّث عن هذه العبادة ، أعني الانتظار أكثر تفصيلاً ، و ذلك لأهميَّتها من بين سائر العبادات ، و سوف نبيِّنها ضمن عناوين مختلفة فنقول:

معنى الانتظار في اللغة و الاصطلاح

المعنى اللغوي:

كلمة الانتظار قد أُشتقت من ( نظر ) ، قال صاحب المفردات : ( نظر :‏ النظر تقليب البصر و البصيرة لإدراك الشيء و رؤيته ، و قد يراد به التأمل ، و الفحص ، و قد يراد به المعرفة الحاصلة بعد الفحص ... ، و النظر الانتظار يقال نظرته ، و انتظرته ، و أنظرته ) . و هناك كلمتان في اللغة معناهما متقاربان مع هذه الكلمة ، و قد استعملتا في القرآن الكريم أيضاً ، و هما :

1- رصد‏ : الرصد الاستعداد للترقب يقال رصد له ، و ترصد ، و أرصدته له . قال عز و جل : (و إرصاداً لمن حاربَ اللهَ و رسولَه مِن قَبلُ ) ، (سورة التوبة 107).

قال في النهاية : يقال رصدته إذا قعدت له على طريقه ، تترقبه و ارصدت له العقوبة ، إذا أعددتها ، و حقيقته جعلتها على طريقه كالمترقبة له . ( نقلاً عن الأمالي بإسناده .. قال أمير المؤمنين عليه السلام لأصحابه يوما ، و هو يعظهم ترصَّدوا مواعيد الآجال ، و باشروها بمحاسن الأعمال ) ، (بحار الأنوار ج77 ، رواية 35 باب 14) .

وقال عليٌّ في نهج البلاغة : ( اعلموا عباد الله ، إن عليكم رصَداً من أنفسكم ، و عيوناً من جوارحكم ، و حفاظ صدق يحفظون أعمالكم ، و عدد أنفاسكم لاتستركم منهم ظلمه ليل داج ) ، (بحار الأنوار ج5 ، ص 322 ، رواية 3 ، باب 17)

2- رقب : قال تعالى و الرقيب الحافظ ، و ذلك إما لمراعاته رقبة المحفوظ ، و إما لرفعه رقبته قال تعالى: ( و ارتقبوا إني معكم رقيب ) ، ( سورة هود : 93 ).  و قد وردت أحاديث استعملت فيها هذه الكلمة بمعنى الانتظار ، منها ، ما ورد في نهج البلاغة عن عليٍّ عليه السلام قال : ( و من ارتقب الموت سارع في الخيرات )  ، ( بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 368 ، رواية 17 ، باب 27) .

منها : في كتابه عليه السلام لمحمَّد بن أبي بكر: ( ارتقب وقت الصلاة فصلها لوقتها ، ولاتعجل بها قبله لفراغ ، و لاتؤخرها عنه لشغل.. ) ، ( بحار الأنوار ، ج 83 ، ص 14 ، رواية 25 ، باب 6 ) .

 ثمَّ إنَّ الراغب الإصفهاني عند بيان مادة ( صبر ) قال : ( و يعبر عن الانتظار بالصبر ، لما كان حق الانتظار ، أن لاينفك عن الصبر بل هو نوع من الصبر قال ( فاصبر لحكم ربك )  ، ( سورة الإنسان  24) ، أي انتظر حكمه لك على الكافرين.

أقول: إنَّ هذا الاستعمال ، هو استعمال مجازي من باب استعمال اللازم ، و إرادة الملزوم ، و هو شائع في كلام العرب.


خطبة الإمام المهدي ( عليه السلام ) ، عند ظهوره بعد فريضة العشاء

خطبة الإمام المهدي ( عليه السلام ) عند ظهوره في المقام

المهدی

 

السرُّ في أهميَّة الانتظار

لمعرفة السرّ في ذلك ينبغي لنا أالسرُّ في أهميَّة الانتظارن نتحدَّث بالتفصيل حول واقع الانتظار بذكر مقدَّمة مختصرة فنقول :

إن التقييم في القاموس الإلهي ، يختلف تماماً عن التقييم في القاموس المادِّي ، و من الخطأ جداً محاولة ، تقييم القضايا المعنوية الراقية و المفاهيم الروحانية السامية بالمعايير الماديَّة ، حيث أن هناك بونٌ بعيد بينهما ، بل هما في طرفي النقيض ، و قد وصل التضادّ بينهما إلى مستوى بحيث لايمكن أن ينقطع الإنسان إلى المعنويات إلا بالابتعاد الكامل عن المادِّيات ، و أعنى بالابتعاد عنها هو عدم التوجُّه إليها ، و عدم انشغال الذهن بها.

هذا و مفهوم الانتظار ، أعني انتظار فرجِ الله ، هو في الواقع يندرج تحت اسم من أسماء الله تعالى أعنى " الكاشف " كما في الدعاء : ( يا صريخ المكروبين و يا مجيب المضطرين و يا كاشف الكرب العظيم ) ، (بحار الأنوار ، ج 86 ، ص 323 ، رواية 69 ، باب 45).

( يا كاشف الغم )  ، ( بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 205 ، رواية 8 ، باب 40 ؛ ( يا كاشف الكرب العظام ) ، ( بحار الأنوار ، ج 86 ، ص 235 ، رواية 59 ، باب  44).

و على ضوئه صار مفهوم الانتظار مفهوما معنويا إلهياً ، حيثُ أنَّه لا يمكن لشيءٍ أن يكتسب جانباً معنوياً ، و يشتمل على بعدٍ مُقدَّس إلاّ بارتباطه بالله سبحانه ، و بمقدار ظهور اسم الله فيه ، فلنترك إذاً الساحةَ المادية ، و لنبحث عن الأفضلية في الساحة الإلهية المعنوية.

فنقول :  القرب إلى الله ميزان الأفضلية ، ثم لايخفى على كلِّ من آمن بالله سبحانه ، أنه ليس في القاموس الإلهي إلاّ ميزان واحد ، يقاس به الأفضلية ، و هو الميزان الحقيقي ( و هو الحق ) ، و غيره ليست بموازين ، بل يُترائى أنها موازين ، فلاحقيقة لها ، و لاثِقل فيها قال تعالي : ( و الوزنُ يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه ، فأولئك هم المفلحون ) ، ( سورة الأعراف 8 ) ، (و من خفت موازينه ، فأولئك الذين خسروا أنفسهم ، بما كانوا بآياتنا يظلمون ) ، ( سورة الأعراف 9) ، ( فذلكم الله ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلال فأنى تصرفون ) ، (سورة يونس 23).

و هذا الميزان هو   "التقرب إلى الله سبحانه و تعالى " ، فيجب أن نبحثَ عن مستوى التقرُّب إليه تعالى في الانتظار ، و على ضوءه نقيِّم مستوى قدسيِّة الانتظار ، حتَّى نعرف السرَّ في أفضليَّته على سائر الأعمال ، بل حتَّى العبادات بحيث صار المنتظر كالمتشحِّط بدمه في سبيل الله.

- الرجـاء بالله

إنَّ من أهم نتائج انتظار الفرج تنميةَ روحيةِ الرجاء بالله في الإنسان المؤمن ، حيث يُشاهد أمامَه مجالاً وسيعاً من الفضل و الكرم و الخير الإلهي ، الذي سوف تظهر مصداقيَّتُها في تلك الدولة العظيمة المباركة ، و هي دولة المهدي المنتظر صلوات الله و سلامه عليه ، تلك الدولة الكريمة ، التِّي يعزُّ الله بها الإسلام ، و أهلَه ، و يذلُّ بها النفاق و أهلَه ، و من الطبيعي لمن يمتلك هذه الرؤية ، أن يحتقر العالم الذي يعيشه بما فيه من المُغريات الخلاّبة الدنيوية و التسويلات الشيطانية ، و هذا الأمر ( أعني تحقير المظاهر الدنيويَّة ) ، هو أوَّل خطوة يخطوها السالك إلى الله ، و هي  ( التخلية ) ، التِّي تستتبعها (التحلية) ، و مثل هذا الإنسان المؤمن قد وصل بالفعل إلى مُستوى من العرفان و العبودية ، بحيث يكون لسان مقالِه حالِه و عملِه هو ( صلِّ على محمدٍ و آل محمد ، و أثبتْ رجائك في قلبي ، و اقطعْ رجائي عمَّن سواك حتى لاأرجو إلا إيّاك ..) ، ( بحار الأنوار، ج 86 ، ص 216 ، رواية 30 ، باب 44).

ثمَّ يترقَّى في العبوديَّة فيقول : ( بسم الله الذي لاأرجو إلاّ فَضله ) ، ( بحار الأنوار ، ج 90 ، ص 164 ، رواية 15 ، باب 9) ، ( يا من أرجوه لكل خير ) ، (بحار الأنوار، ج 47 ، ص 36 ، رواية 35 ، باب 4).

هذه الروحية ، إن تركَّزت في الإنسان المؤمن فسوف تُعمِّق جذورَها ، فتقمع جميعَ الأشواك و الموانع الصادَّة ، لتنشرَ فروعَها الطيِّبة و ثمارَها الجنيَّة في السماء ، حتَّى تؤتى أكلَها كلَّ حينٍ بإذنِ ربِّها . فكيف لايكون الانتظار أفضلَ الأعمال بل أفضل العبادات ؟! ، و هو الذي يُخيِّم على جميع الأعمال ، و يُلقى الضوء عليها.

 أفضل الجهاد

ما هو الأمر المتوقع من المجاهد في سبيل الله حين الجهاد ؟ ، و ما قيمة المجاهد لولا النيّةُ الصادقة ، التي تنصبُّ في سبيل الله؟

هذا الأمر بنفسه بل أعلى مستوى منه متوفِّر في المنتظر الحقيقي ، الذي يتمنَّى في كلِّ صباحٍ و مساءٍ ، أن يعيش في ظلِّ ذلك المعشوق روحي لتراب مقدمه الفداء و لسان حاله ( ..فأخرجني من قبري مؤتزراً كفني شاهراً سيفي مجرداً قناتي ملبياً دعوةَ الداعي في الحاضرِ و البادي .. )  ، و هو بقربه إلى الله ، و شهوده مقام ربِّه صار كالمتشحِّط بدمه في سبيل الله شهيداً في سبيل الله ، و ليس للشهيد خصوصيةٌ كمصداق بل الخصوصية و القيمة لمفهوم الشهادة ، التي تعني الوصول إلى الله و شهود وجه المحبوب ، و المنتظِر يؤدِّي نفس الدور ، حيث يشاهد وجهَ ربه و هو في نفس الوقت ، يعايش الناس ، و هذه الحالة هي التي تحقِّق فيه الصفاتِ الحسنة ، التي ذكرت في الأحاديث الشريفة على ما سيأتي عند بيان أخلاق المُنتظِر. و الحديث التالي قد بيَّن السر الذي رفع مستوى الانتظار إلى هذه الدرجة:

( عن أبي حمزة الثمالي عن أبي خالد الكابلي عن على بن الحسين عليه السلام ، قال تمتد الغيبة بولي الله الثاني عشر من أوصياء رسول الله صلى الله عليه و آله و سلَّم ، و الأئمة بعده يا أبا خالد إنَّ أهل زمان غيبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره افضل أهل كل زمان ، لان الله تعالى ذكره أعطاهم من العقول و الإفهام و المعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزله المشاهدة ، و جعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله صلى الله عليه و آله و سلَّم بالسيف أولئك المخلصون حقا ، و شيعتنا صدقا ، و الدعاة إلى دين الله سرا و جهرا ، و قال : انتظار الفرج من اعظم الفرج) ، (بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 122 ، رواية 4 ، باب 22).

و ماذا بعد الفرج ؟ ، إلا كشف الكربة عن وجه المؤمن برؤية الواقع و الأمر ، حينما تتحقق تلك الدولة العظيمة ، التي تملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما مُلِئت ظلماً و جَوراً؟

 فالانتظار إذاً له نتيجتان :

 1-إنَّه بالفعل يُحقِّق ( كشف الكربة ) ، بنحو مجمل.

 2-إنَّه عاملٌ جذري أساسي للفرج بظهوره سلام الله عليه ، حيث يسود الحكمُ الإلهي الأرضَ كلّها.

و وِزانُ الانتظار وزانُ النية ، التي هي خير من العمل حيث جاء في الحديث " نية المؤمن خير من عمله" ، لأن هذه النية من ناحية هي التِّي ترفع مستوى الإنسان ، و من ناحية أخرى تلازم العمل بل توجده ( قل كلٌ يعملُ على شاكلته) ، (سورة الإسراء 84).

و ليعلمْ أنَّ تعجيل الفرج يتناسب مع الانتظار شدَّةً و ضعفاً . و من هذا المنطلق نشاهد أن الآية الكريمة تصرح بقولها : (

.. و زلزلوا حتى يقول الرسول و الذين آمنوا معه متى نصر الله ألا إن نصر الله قريب ) ، (سورة البقرة 214). فقربُ نصر الله متناسبٌ مع طلب النصر ( متى نصر الله ) ، و هذا الطلب الأكيد لا يحصل إلاّ بعد اليأس (حتى إذا استيأس الرسل وظنوا أنهم قد كذبوا جاءهم نصرنا فنجي من نشاء ولا يرد بأسنا عن القوم المجرمين) ، (سورة يوسف 110).


خطبة الإمام المهدي ( عليه السلام ) عند ظهوره في المقام

الإعداد لعصر الغيبة

 

زيارة صاحب الزمان (ع ) في يومه ، و هو يَوْمُ الجُمعةِ

صاحب الزمان

نقلاً عن كتاب مفاتيح الجنان ، آية الله الشيخ عباس القمي:

 

وَ هُو يَوم صاحِب الزّمان صلوات الله عليه ، و باسمه ، و هُو اليوم الذي يظهر فيه عجّل الله فرجه فقل في زيارته :

 ( اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ في خَلْقِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذي يَهْتَدي بِهِ الْمُهْتَدُونَ ، وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِيُّ النّاصِحُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الاَْمْرِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ ، اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُ ولاكَ وَ اُخْراكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ تَعالى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ ، وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى يَدَيْكَ ، وَ أَسْأَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد ، وَ اَنْ يَجْعَلَنى مِنَ الْمُنْتَظِرينَ لَكَ وَ التّابِعينَ وَ النّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ في جُمْلَةِ اَوْلِيائِكَ ، يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ بَيْتِكَ هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ ، وَ قَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ ، وَ اَنَا يا مَوْلايَ فيهِ ضَيْفُكَ ، وَ جارُكَ ، وَ اَنْتَ يا مَوْلايَ كَريمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْني ، وَ اَجِرْني صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ ، وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ ) .

منبع سایت تبیان باتشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت   توسط آهویی  | 

تحليل و نقدي بر كتاب عربي2

بسم الله الرحمن الرحيم

تحليل و نقدي بر كتاب عربي ۲

   كتاب عربي 2 كليه رشته ها به غير از علوم انساني با كمي اغماض از كتابهاي خوب عربي دبيرستان مي باشند و اكثر دانش آموزان با توجه به اينكه بيشتر آنها نيز دانش آموزان متوسط به بالا نيز مي باشند مي توانند نمره قبولي كسب كنند بيشتر مطالب و قواعد كتاب در حد دانش آموزان و گام به گام و به روش " در حد تسلط " نوشته شده است و توالي مطالب در بيشتر موارد در آن رعايت شده است ولي با اين حال اگر اغماض نكنيم مواردي نيز جزء نواقص كتاب مي توان بيان كرد كه تعدادي از آنها به مسايل تايپ و ويرايش كتاب بر مي گردد ولي تعدادي از اين موارد نيز به تأليف و الويت بنديها بر مي گردد كه در اين نوشته سعي در بيان اين موارد شده است :

در مورد متون درسها مي توان گفت متون خوبي هستند سعي شده كه متون همگام با قواعد باشد كه اين خود نيز نقطه قوت اين كتاب است ولي كاش :

·    در انتخاب متون به به روز بودن و بديع بودن متون براي جذابيت بيشتر توجه زيادي بشود چرا كه بيشتر متون حدود 60% بر گيرنده مسايل ديني و مذهبي هستند و متون داخل تمرينات نيز كلا در اين مايه هستند كه اگر اين اهداف در متوني نو و بديع گنجانده ميشد جذابتر بود .

·        در مورد سنديت متون مثلا متن درس دوم اگر بيشتر تحقيق بشود بهتر است .

·        در مورد حجم متون علي الخصوص متن درس سوم با توجه به سطح دشواري اين درس تجديد نظر لازم به نظر مي رسد .

·        در ص 27 بهتر بود بجاي الف المسلمون نوشته شود الف علماء المسلمين .

·    براي كلمه (( نورا )) د ر حاشيه ص 27 توضيحي ذ كر شده ولي اين كلمه د ر اين صفحه وجود ندارد . بهتر است به ص 28 منتقل شود .

·        سؤالات آخر درس به عنوان درك مطلب بايد دنبال اهداف آموزشي نيز باشد.

·    بعضي از تصاوير مثلا تصوير آهو در درس 5 گوياي آهوي شاخدار نيست چون مطابقت تصاوير با متون باعث كمك به دانش آموزان در امر ترجمه مي شود دقت بيشتري مي طلبد.

·    يا در ص 53 عبا رت (( لما غربت الشمس جلسنا تحت شجره مشرفه .....    )) نشستن زير درخت در شب چندان منطقي به نظر نمي رسد . زيرا غالبا در روز به خاطر وجود سايه نشسته مي شود .

·        بجاي بحثهاي تاريخي از خريد ، ميوه و مسائل علمي اجتماعی هم بحث شود

در بحث قواعد :

·    در اولين درس اين كتاب بهتر بود كه نيم نگاهي به رؤوس مطالب عمده ي سال گذشته بشود . مثلا جمله اسميه و جمله فعليه و ... در حد تمريني يادآوري شود تا بدينوسيله  حلقه هاي اتصال درس عربي گسسته نشود .

·    در ص 2 قسمت فوايد شماره ي 4 كلمه (( داراي )) يك جا با رنگ مشكي و د ر همان جمله دوباره با رنگ سبز نوشته شده است كه بهتر است هرد و يك رنگ باشد .

·    در قواعد د رس اول ( معرفه و نكره ) يكي از معارف معرفه به اضافه است و مؤلفين محترم را ين تصور بوده اند كه دانش آموز مضاف و مضاف اليه را مي شناسد لذ ا پيرا مون ا ين مطلب تو ضيح كاملي ندادند در حالي كه بحث مضاف اليه در درس 5 مطرح مي شود .

·    در ص 5 بهتر است به جاي تركيب ال + نكره = معرفه و نكره + معرفه = معرفه نوشته شود ال + نكره = معرفه به ال  و   نكره + معرفه = معرفه به اضافه

·        مثالهاي بكار رفته در درس دوم كافي به نظر نمي رسد و ذكر مثالهاي متنوع در اين بحث ضروري است .

·    در بحث اعراب فرعي با وجود ا ين كه اصطلاح  (( اسما ء خمسه )) بارها استفاده شده است اما فقط به ذكر 3 مورد از ا ين اسمها اشاره شده است . لذا بهتر است هر پنج اسم اشا ره شود و مثالها يي كه براي اعراب اسماء خمسه ذ كر شده است در هر سه جمله به صورت مرفوع آمده است در حالي كه مي توان براي حالات مختلف آن مثال آورد .

·        شرايط پذ يرش اعراب فرعي د ر اسماء خمسه ذ كر نشده است .

·    در اعراب تقديري اشاره اي به مضاف به ياء متكلم نشده است . با توجه به كار برد فراوان آن و نيز ساد گي موضوع طرح ا ين مورد از اعراب تقديري ضروري به نظر مي رسد چرا كه  د ر د رسها از آن بسيار آورده شده است مثل زوجي- د ردرس2 كه دانش آموزان از اعراب آن سوال مي كنند. 

·        در درس 4 موضوع اعراب محلي جاي بحث بيشتري دارد چون در سال اول به آن اشاره چنداني نشده است .

·        در درس 8 به مجهول كردن جملات كمتر توجه شده است با توجه به اهميت موضوع ذكر مثالهاي بيشتر ضرورت دارد .

·        بهتر است اسم منقوص و مقصوره فقط با ال بحث شود و آوردن مبحث بدون ال زياد ضروري نيست.

·    ودر کل در بارم عربي 2 ( تشكيل و سؤ الات چند گزينه اي ترجمه ) مطرح شده است حال آ نكه كتاب مذ كور فاقد چنين سؤ الاتي است و حتي يك سؤ ال نيز در ا ين با ره نيامده است .

·        در بقیه بحثهای کتاب :

·    در ص 3 مسئله شماره ي 2 گفته چرا (( نتيجه الكذ به )) ال ندارد مشخص نكرده كه (( نتيجه يا كذ ب ))چون دانش آموز هنوز مضاف ومضاف الیه را نمی داند .

·        در ص 9 كلمه ال را تجزيه نكرده است در حاليكه به عنوان يك كلمه بايد تجزيه مي شد .

·    ص 7  كارگاه  ترجمه گفته شده د ر ترجمه ي اسمهايي كه داراي تنوين هستند گاهي (( ي )) وحد ت اضافه مي كنيم كه اين تعريف جامع و مانع نيست چون اسمهاي علم هم تنوين مي گيرند .

·    در ص 24 آيه شريفه (( ان الله يحب التوابين )) در تمرين اول ذكر شده و در تمرين سوم آ يه (( ان الله يحب الحسين )) استفا ده شود . با توجه به نزد يكي و شباهت كا مل ا ين دو آ يه دا نش آموز به راحتي به ا ين سؤال پاسخ  مي دهد .

·    همچنين با توجه به عبا رت ((  عاتب اخاك بالاحسان اليه )) در تمرين اول دا نش آ موز به جواب (( اكرم اباك في جميع الاحوال ))  در تمرين دوم پاسخ درست مي دهد .

·    ص 24 تمرين اول در عنوان سؤال (( عين الكلمات التي ...)) بهتر است به جاي لفظ الكلمات از لفظ الاسماء استفاده شود . چون  در قسمت 3 همين  تمرين  فعل (( يشبعان )) آ مده است كه داراي  اعراب فرعي است و  دا نش آ موز   ا ين مورد را هنوز نخوانده است و غالبا آن را با اسم مثني اشتباه  مي گيرد . لذ ا لفظ الاسماء اين ابهام را بر طرف مي كند .

·        صور جماليه با دانش آموزان متناسب نيست مثل ص 25 .

·        د ر صفحه ي 31

·        الف: د ر سطر 3 (( فقال له ...)) كلمه (( له )) ترجمه نشده است ( به او گفت ) صحيح تر است .

·        ب: د ر سطر 5 (( ساله )) مفعول د ر ترجمه ذكر نشده است ( از او پرسيد ) صحيح تر است .

·        ج: د ر سطر 5 (( زهد ت )) پيشه كرد م صحيح است براي ترجمه پيشه كرده ام بايد (( قد زهد ت )) ذ كر مي شد.

·        در ص 34 ( به اسمهاي معربي كه ... ) تا دانش آموزان كلمات مبني را از بحث منصرف و غير منصرف جدا بدانند .

·    در ص 34 تمرين را بع ترجمه به فارسي بهتر است از متني استفاده شود كه در آن از كلما تي استفاده شده باشد كه با مبحث د رس (( اعراب فرعي )) همخوا ني و ارتباط نزد يكتري داشته باشد .

·    در صفحه  37- شما ره  2و3  از تمرين اول (( زينا السماء الدينا بمصابيح )) و (( اليس الله با علم با الشاكرين )) دقيقا در صفحه 34 ذ كر شده است پيشنهاد مي شود به جاي ا ين دو آ يه از آيات د يگر استفاده شود.

·        در تمرين را بع ص 38 (( ا رسلنا الي فرعون رسولا )) تكرا ري است و در ص 34 قبلا ذكر شده است .

·    د ردرس 3 ص 37 التمرين الثالث در آيه (( لا تبطلوا صدقا تكم ....)) اعراب كم ( مضاف اليه ) از دانش آموز خواسته شده است حال آ نكه دا نش آ موز  هنوز مضاف اليه را ياد نگرفته است .

·        در تمرينات هر د رس تعدادي از كلمات درهم ريخته به  دا نش آ موز دا ده شود و ا ز او خواسته شود از آنها جمله بسازد .

·        در ص 49 ( تمرين ثالث )  (( وجدت الدنيا كبيت له با با ن .......      )) تناسب چنداني با موضوع درس ندارد .

·    به طور کلی با توضیحاتی که در بالا آمده نباید این بحث مطرح شود که کتاب دارای مشکلات زیادی ( البته از طرف نگارنده ) است بلکه این موارد با دید نگارنده مطالبی سطحی می باشد که می توان با حذف و اصلاح آنها کتابی بهتر از کتاب حاضر در دست داشت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط آهویی  | 

محرم آمد

السلام عیلک یا اباعبدالله الحسین

بوی محرم میوزد از دشت کربلا و از نو شبی به یاد نائب امام ع مسلم مسلمان

دومین برگ غم رسیدن محمل ها به سرزمین طف و دل طوفانی بی بی زینب س

سومین شکست قلب خرابه ای از نور و جان آلاله وسه ساله

باز چهارمین منزل دل طوفانی بی بی زینب س واولاد طاهرش و فریاد امیری حسین

پنجمین وششمین نورگاه سبزی از جنس زیبائی مجتبوی ع

هفتمین مه هفته به هفته به یادش میسوزیم آه آب

هشتمین یا احتضارگاه ارباب ع وای فقطعوه

نهمین نه عالمین نه پناه عالمین چه گویم قاصرم همین عمو عباس ع

دهمین آخرین یا قیامت یا اتمام هرچه عشق.

بال بگشائید که اینجا کربلاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت   توسط آهویی  | 

مشهورترین فرهنگهای نوین عربی

مشهورترین فرهنگهای  نوین عربی

1-المنجد

المنجد یکی از پرفروشترین فرهنگهای نوین است که بارها تجدید نظرو چاپ شده است .این فرهنگ لغت را لویس معلوف که خانواده وی از مسیحیان سر شناس لبنان به شمار می ایند  گرد اوری کرده است . المنجد در اصل یک فرهنگ دانش اموزی بود و در سال 1908  به چاپ رسید  ولی بعدها تعداد مدخلهای ان بتدریج گسترش یافت و در شکلهای مختلفی در اختیار پزوهشگران قرار گرفت . در سال 1956 ((فردینال توتل)) پیوستی را به عنوان ((المنجد فی الاعلام)) به ان افزود که در ان شخصیتهای علمی و ادبی غرب وشرق جهان معرفی شده است . این فرهنگ به تصاویر و نقشه ها اراسته  می باشد و برای نشان دادن ریشه کلمات از رنگ قرمز استفاده شده است.

((فواد البستانی)) خلاصه ای از این کتاب فرهنگ را با اضافه کردن وازه ها و اصطلاحات  جدید با نام منجد الطلاب  به چاپ رساند.

المنجدالطلاب  به زبان فارسی ترچمه شده و به صورت فرهنگ دو زبانه در اختیار پزوهشگران فارسی زبان قرار گرفته است.

 

2-لاروس

فرهنگ لاروس را ((دکتر خلیل الجر)) گرد اوری  کرده است و در سال 1973 از سوی کتابخانه  لاروس به چاپ رسیده است . مرکز کتابخانه  لاروس در پاریس  قرار  دارد و سالهای متمادی است که به کار تالیف و انتشار  لغتنامه های کوچک و بزرگ  به زبان فرانسه اشتغال دارد.فرهنگ لاروس حاوی اصطلاحات علمی  فنی. و ادبی هست و به تصاویر جانوران و گیاهان و ابزار صنعتی اراسته شده است . این فرهنگ به شیوه فرهنگ نویسی زبانهای لاتین یعنی بر مبنای حروف الفبا و در نظر گرفتن  ظاهر کلمه گرد اوری شده است . سید حمید طبیبیان  فرهنگ لاروس را در سال 1362  به زبان فارسی تر جمه کرده است.

3-المعجم الوسیط

این فرهنگ را فرهنگستان زبان عربی در سال 1960 به کمک کمیته هایی که به این امر اختصاص یافتند  تدوین کرده است (مولفان این فرهنگ د. ابراهیم انیسو  د. عبد الحیم منتصر و عطیه الصوالحی و محمد خلف الله احمد . هستند.  الوسیط بسیاری از وازه ها و اصطلاحات علمی جدید را در بر می گیرد البته برخی از کلمات عامیانه بویزه  مصری نیز در این فرهنگ امده است.

فرهنگستان زبان عربی قاهره  دو فرهنگ دیگر  به نامهای  المعجم الوجیز و المعجم الکبیر  را نیز به چاپ رسانده است . الوجیز فرهنگ لغتی  دانش اموزی است که شکل اختصار یافته الوسیط  می باشد. اما الکبیر فرهنگ بسیار مفصلی است که هنوز همه جلدهای ام منتشر نشده است . امتیاز الوسیط ان است که  کلمات ((مولد)) را از  ((محدث)) و((معرب)) را از ((دخیل)) جدا کرده است .مولد کلمه ای است که در عربی کهن استعمال داشته  و محدث  اکنون در زبان عربی متداول است .  معرب  کلمه ای غیر عربی است که با زیاد  یا کم شدن ویا جابجایی حروف ان   رنگ عربی  پیدا کرده است و دخیل کلمه ای است که بدون  هیچ دخل و تصرفی  وارد زبان عربی  شده است.

4- الجاسوس  علی  القاموس

این کتاب  که تالیف ((احمد فارس  الشدیاق)) است . برجسته ترین  فرهنگ لغت عربی  در سده نوزدهم به شمار می اید  الجاسوس اوج اصلاح خواهی و تجدید نظر طلبی در زمینه  فرهنگ نویسی است و با پیروی و تقلید مبارزه می کند  و خواهان همگام شدن با زمان است.  الشدیاق به این شیوه کهنه و موروثی که تشخیص کلمه  صحیح و فصیح را منوط به  استعمال  شاعری در عصری خاص  می داند اعتراض  می کند و معتقد است می توان به شعر هر شاعری که در عرف ادبا و مردم در خور اعتنا  باشد  استناد کرد . وی شیوه  زمخشری را می پذیرد وکنابش را بر همان مبنا نوشته است.

5- محیط  المحیط

 

این فرهنگ تا لیف ((بطرس البستانی )) است که در سال 1870 م  در بیروت به جاپ رسیده است و به سلطان عثمانی  تقدیم شده است. وی  در تالیف این فرهنگ از القاموس المحیط  فیروز ابادی استفاده کرده است  و ان را بر اساس حروف الفبا و حرف اول  ریشه کلمات تنظیم نموده است . البستانی ضمن ذکر بسیاری از وازه ها و اصطلاحات علمی و ادبی ریشه برخی از انها را بررسی کرده است . در این فرهنگ به ایات قرانی نیز استناد شده و مباحث نحوی و ادبی مربوط به این ایات  تشریح  شده است  همین ویزگی  فرهنگ محیط را به صورت  یک مجموعه ادبی در اورده است . البته برخی از کلمات عامیانه  نیز در ان به چشم  می خورد.

6-اقرب الموارد

نام  کامل این فرهنگ اقرب الموارد فی فصح العربیه والشوارد  و مولف ان ((سعید الشرتونی)) است.

این کتاب در سال 1889 م در بیروت به چاپ رسیده است . شرتونی نیز القاموس المحیط را مبنای کار خود قرار داده است و در جهت تغییر و تکمیل ان  گام  برداشته است . این فرهنگ به دو بخش تقسیم می شود: بخش اول به تو ضیح کلمات اختصاص دارد و بخش دوم به بررسی اصطلاحات علمی و وازه های غیر عربی و معرفی شخصیتها می پردازد.

شرتونی  مدخلهای کتاب خود را بر اساس حرف اول  ریشه کلمات تنظیم کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت   توسط آهویی  | 

نظرات

           

     از پیشنهادات و انتقادات

    

  ونظرات ارزشمند شما

              

 استفاده  می کنم  .

 

لطفانظرات خود رادراین قسمت

 

 بنویسید....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت   توسط آهویی  | 

 
  • زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت.

فنون ادبی عربی نیز بر دو قسمت می باشند:

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست.


  • در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ... پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/06ساعت   توسط آهویی  | 

یااباعبدالله

 

اَلـسَـلام عَـلـَی الحُـسـِیـــن (ع )

 

وَ عَـلـی عـلـیِ بـنِ الحـُسـَیـــن (ع )

 

وَ عَـلـی اَولادِ الحُـسَـیـــن (ع )

 

وَ عـلـی اَصـحـابِ الحـُسَـیــن (ع )

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت   توسط آهویی  |