تبليغاتX
تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

وبلاگ من | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | طراح قالب


پیام مدیریت

اهلاً ومــرحَباً بكُم لزوارالموقع
تلفن:09123050289


تصاویر تصادفی زیبا


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


لينکدوني

http://www.tehranwebs.ir/

آمار و امکانات





مضارع اجوف

در فعل مضارع اجوف ( فعلی که دومین حرف از سه حرف اصلی

آن یکی از حروف عله است ) اعلال به حذف صورت می گیرد آن

هم فقط در صیغه های جمع مونث غایب و جمع مونث مخاطب

یعنی صیغه های ۶و ۱۲ مثال:

یقولُ - تقولُ - یقولان - تقولان - یقولون - یقُلن -

تقول - تقولین - تقولان - تقولان - تقولون -تقُلن -

اقولُ - نقولُ

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

در تعریف فعل ناقص می گوییم فعل ناقص  فعلی است که سومین حرف از سه حرف

 

اصلی آن حرف عله باشد مانند: هدی ، یرمی ، دعو ، یشکو.

 

در صرف  صیغه های ماضی  فعل نا قص باید ابتدا به عین الفعل آن توجه نمود اگر

 

 عین الفعل آن فتحه باشد مانند: رمَی ، دعَو ، شکَو  نوع اعلالی که بر فعل عارض 

 

می شود اعلال به حذف است آن هم در صیغه هایی که به واو جمع یا تاء تانیث اضافه

 

می شوند به عبارت روان تر یعنی در جمع مذکر غایب ، مفرد مونث غایب و مثنی

 

مونث غایب مثال :

 

رمَی ، رمَت ، رمیا ، رمتا ، رمَوا ، رمین

 

رمیتَ، رمیتِ، رمیتما ، رمیتما ، رمیتم ،  رمیتنّ

 

رمیتُ ، رمینا

 

 ولی اگر عین الفعل کسره داشته باشد مانند : رضِی ، قضِی ، اعلال به حذف فقط در

 

جمع مذکرایب صورت می گیرد و روی عین الفعل این صیغه  ضمه قرار می دهیم :

 

قضِی ، قضِیت ، قضیا ، قضیتا ، قضُوا ، قضین

 

قضِیتَ ، قضیتِ ؛ قضیتما ، قضیتما ، قضیتم ، قضیتنّ

 

قضیتُ ، قضینا

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

صرف فعل ماضی اجوف ونوع  اعلال  آن

در فعل ماضی اجوف در اولین صیغه اش اعلال به قلب  صورت می گیرد مثلاً در قول واو

تبدیل به الف می شود ( قال ) . در سیَر یا تبدیل به الف می شود ( سار )  

 پنج صیغه اول را با همین اعلال صرف می کنیم ( قال – قالت – قالا – قالتا – قالوا  ) و

از صیغه شش به بعد یعنی از جمع مونث غایب الی آخر اعلال به حذف صورت می گیرد و

 حرف عله حذف می شود .

دلیل حذف حرف عله این است که دو ساکن به هم برخورد می کند و به عبارتی التقاء ساکنین پیش می آید

در این صورت حرف عله حذف می شود  : در قا لن هم الف وهم لام ساکن است پس حرف

 عله یعنی الف حذف می شود : 

(  قـــُــلن - قـــُـلت َـ-قـــُـلت ِـ-قـــُـلتما ـ-قـــُـلتما ـ-قـــُـلتم ـ-قـــُـلتن ّ- قـــُـلت ُ ـ -قـــُــلنا .) 

  چرا فاءالفعل یعنی قاف ـــُ گرفته است ؟

 برای اشاره به حرف عله ای که حذف شده است اگر حرف عله محذوف واو باشد روی فاء

 الفعل حرکت متناسب با آن یعنی ــــُ را می آوریم و اگر حرف عله محذوف یاء  باشد روی

 فاء الفعل حرکت متناسب با آن یعنی ــــِ را می آوریم ( البته در صیغه 6 به بعد ) مثال سیر

(سِرن ) بیع ( بِعن ) جود ( جُدن ) 

 در عربی گفته می شود حرکت متناسب با حرف الف ـــَ  ، حرکت متناسب با حرف واو ـــُ

 ،  حرکت متناسب با حرف یا  ـــِ است .

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

توصیه های زیر به شما کمک می کنند تا نحوه ی مطالعه کردن خود را مؤثرتر کنید و شما را یاری می دهند تا از خطراتی که ممکن است با مطالعه در ارتباط باشند،اجتناب کنید.البته غیر از فشار وارد بر چشم !    

  1. نگاه واقع بینانه ای به مطالعه داشته باشید.وقتی مطلبی را می خوانید،چقدر از آن را مثلاً دو هفته بعد ،واقعاً به خاطر می سپارید؟ 50% ؟ 10% ؟ 5% ؟ اگر با خودتان صادق باشید ،اعتراف خواهید کرد که  "روخوانی محض" شیوه خیلی کارآمدی برای درس خواندن نیست.باید به هر طریقی که شده مطالعه به نحوی مؤثر انجام گیرد.

       2. مطالعات تکمیلی.... چقدر این کلمات هر چند وقت یکبار به گوش می رسند! آیا باید تصور کرد که شما برای انجام "مطالعات تکمیلی" ، به راه می افتید و تمام کتب و منابعی را که به شما توصیه شده اند،مطالعه می کنید؟ بنا به تعریف،مطالعات "تکمیلی" با مطالعات "درسی" تفاوت دارند.این نوع مطالعات یک تشریفات اضافی و غیر ضروری است.اگر شما تمام وقت خود را صرف انجام "مطالعات تکمیلی" کنید،از مطالب اصلی که برای شما منظور شده است،عقب خواهید ماند.این گونه مطالب اغلب در یادداشت ها یا در کتب و اوراق اصلی خودتان موجودند.

       3. پیش از آنکه از موضوع اصلی دور شوید،قسمت های واقعاً مربوط را پیدا کنید.مفیدترین بخش های بسیاری از کتب،فهرست و صفحات راهنما هستند.از این صفحات استفاده کنید تا متوجه شوید مربوط ترین قسمت های کتاب دقیقاً در کجای آن قرار دارند.

       4.قبل از شروع به مطالعه ،یک "دستور کار" تهیه کنید.مشخص کنید که از هر منبع چه چیزی را لازم دارید وبعضی از سئوالاتی را که به پاسخ آنها نیاز دارید،یادداشت کنید.سپس همان طور که ضمن خواندن به پاسخ سئوالات خود می رسید،پاسخ ها در ذهن شما "ثبت" می شوند.زیرا سئوالات از قبل در ذهن شما موجود بوده اند. بدون داشتن یک دستورکار،از بسیاری از اطلاعات ارزشمند به طور خیلی سرسری عبور خواهید کرد.

       5. اگر کتاب مال خودتان است،آن را "متعلق به خودتان" کنید. در آن یادداشت بنویسید وبا استفاده از ماژیک شبرنگ روی قسمت های مهم آن خط بکشید،تا یافتن مجدد آنها آسان شود.

       6. حین مطالعه ، سئوال استخراج کنید.هرگاه مطلب مهمی را یاد گرفتید، باآن سئوالی بسازید تا بعداً این امکان را داشته باشید که خودتان را با آن امتحان کنید.

       7. ضمن مطالعه ،خلاصه کنید.از چیزهایی که تصور می کنید واقعاً اهمیت دارند یادداشت بردارید.در کنار نکات خلاصه شده خود،شماره صفحه را بنویسید و چند روز بعد نگاهی به آن بیندازید و سعی کنید مقداری از محتویات کتاب را در ذهن خود بازسازی کنید.

       8. فهرست مطالعاتی خود را اولویت بندی کنید.موقعی می توانید دست به این کار بزنید که تا حدودی با کتب و منابع خود آشنا شده باشید.کتب و منابع خود را به گروههایی از قبیل"اساسی و مهم" ، "مفید برای بعضی چیزها" ، "فصل ... آن خیلی به درد می خورد،بقیه آن نادیده گرفته شود" و غیره تقسیم کنید.سپس اکثر اوقات خود را به کتاب هایی که از بازده یادگیری بالایی برخوردارند و کتاب های مربوط و مفید صرف کنید.

       9. بین روخوانی و تمام تکالیف مطالعاتی دیگری که در دستورکارتان قرار دارد،تناسب برقرار کنید.وقت زیادی را صرف روخوانی نکنید.به خاطر داشته باشید که آن مؤثرترین شیوه ی یادگیری نیست.

       10. مطالعه تفننی هم داشته باشید.اما این کار را پس از انجام مقداری از تکالیف و به عنوان پاداش به خود انجام دهید،نه به خاطر به تعویق انداختن انجام تکالیف واقعی!

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

اولین نکته ای که راجع به مضارع ناقص معتل باید به آن توجه نمود روش نوشتن اولین

 

صیغه فعل ناقص معتل در زمان مضارع است:

 

اگر فعل از ریشه دعو ، شکو ، سلو و امثال آن باشد یعنی لام الفعل آن واو باشد فعل

 

مضارع آن بر وزن یفعُــلُ می آید و می شود  یدعُوُ ، یشکُوُ ، یسلوُ که اعلال بر لام الفعل

 

 عارض می شود وساکن میگردد  یدعُــو ، یشکُــو ، یسلـُـو .

 

اگر فعل مانند رمَی ، هدَی باشد یعنی دومین حرف اصلی آن فتحه باشد مضارع آن بر

 

وزن یفعِــل می آید و میشود یرمِــي ، یهـــدِي .

 

اگر دومین حرف اصلی فعل کسره باشد مثل رضِی ، نسِی  مضارع آن بر وزن یفعَــل

 

می آید و می شود یرضَــی ، ینسَــی .

 

نکته : در اولین صیغه مضارع ناقص لام الفعلها ساکن می گردند .

 

صرف مضارع این افعال به اتفاق به یک صورت است و اعلال به حذف  فقط  در

 

 صیغه های جمع مذکر غایب ، مفرد مونث مخاطب و جمع مذکر مخاطب صورت می گیرد :

 

یرمي – ترمي – یرمیان – ترمیان – یرمون ( یرمیون )  _ یرمین

 

ترمي – ترمین ( ترمیین )  - ترمیان - ترمیان -  ترمون ( ترمیون )  – ترمین

 

أرمي – نرمي 

  

تذکر : فعلهای داخل پرانتز قبل از اعلال است .

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

عربی می آموزیم زیرا :

  • خداوند آن را برای صحبت با بشر انتخاب نموده است
  • زبان قرآن و کلام معصومین است
  •  زیبا ، شیرین و دلنشین است
  • کهن ترین زبان مکتوب است
  • زبان فارسی با ان آمیخته است به گونه ای که اگر مبالغه نباشد 60 در صد کلمات فارسی عربی هستند .
  •  بیشتر آثار علمی بشر به این زبان است
  •  بیشتر مردم دنیا به این زبان تکلم می کنند
  •  حتی بیشتر شرکتهای تولیدی دنیا  نیز زبان عربی را به عنوان یک زبان پر مخاطب و پرکاربرد برای ارائه محصولات خود برگزیده اند.
  • اما به نظر شما چرا زبان عربی مانند انگلیسی به شکلی گسترده مورد اقبال حداقل مردم کشور ما قرار نگرفته است؟  

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

۱- ترجم العبارات:

الف ) جاهد اویس فی معرکه صفین و هو یدافع عن حبیب حبیبه

ب) الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقون فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم

ج) ذهبت الی نواحی المختلفه من المدینه و شاهدت تغییرات الحاصله فی اللحم

د) الذین هاجروا الی الحبشه سوف یخلقون لنا المشکلات

ه) اصحاب النبی غضبوا من مشاهده هذا المنظر و هددوا الرجل

و ) برز الثعلب یوما فی شعار الناصحینا

ز) مخطیء من ظن یوما                       إن للثعلب دینا

۲-للتحلیل الصرفی :

شاهدت ضفدعه بقره فی المزرعه. انا صغیره و انت کبیره . اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون. هی بلده معموره و هو لا یقدر دفع مهر بنتی .

۳- اعرب ما اشیر الیه بخط :

نحن مودبون . ارسل الله الانبیاء لهدایه الناس . دافع اویس فی معرکه صفین .

۴) عین الضمیر و نوعه:

انتم تعملون بواجبکم و لکنهم لم یعملوا بواجبهم . الیوم اکملت لکم دینکم.إذهبی الی مدرستک.

۵) ضع فی الفراغ کلمه مناسبه:

المدرس هو الذی یُعلّم التلامیذ

المدرسات ........................

المدرسه..........................

المدرسون .......................

۶) عین المعرب و اذکر اعرابه :

شاهدت الضفدعه بقره فی المزرعه فتعجبت من عظمتها . هو الذی یتعلم الدرس .

۷) عین الکلمات المبنیه  و اذکر بناء ها:

الیو اکملت لکم دینکم . جلس المدرس علی الکرسی . انت تعملین بواجبک .

۸) شکل ما اشیر الیه بخط :

انزل الله العذاب علی قارون . تسکن بومه فی خربه من خرابات البصره . الطالبه النشیطه هی تعمل بجد .

۹) صحح الأخطاء :

هی ذهب الی المدرسه . نحن ذهبت الی البیت و أکلت الطعامُ. تعلموا التلمیذ الدرس

هو الذین یتوکلون علی ربه .

۱۰) اسم فاعل و اسم مفعول بسازید :

العلم   (          ) (          ) شاهد (           ) (            ) جهاد (             ) (            )

۱۱) عین الافعال المزیده و أذکر مصادرها :

هم یطالعون دروسهم . یبشر الله المومنین برحمه . المومنون یدافعون عن المظلومین . جاهد فی سبیل الله . ما غیر التلمیذ نظرته . کلمت والد تی هی لا تسمح .

۱۲) ضع فی الفراغ کلمه مناسبه :

الف) العقل ........ کل شیء .(اسم فاعل از <أصلح >

ب) .............اللغه العربیه (فعل امرمن <علم >من باب تفعل )

ج) هم ............. فی واجبهم ( فعل مضارع من <جهد >من باب افتعال)

د ) انتم .............. عند الناس ( اسم مفعول من <ح. ب .ب. >

ه ) أُرسلتُ بال............( مصدر علّم )

۱۳) إجعل الموصول المناسب للفراغ :

هی المرأه ..............تکتب الرساله .

أنفق ب.............عندک .

أحسن الی ..................اساء الیک .

۱۴) عین المشتق و اذکر نوعه:

صلیت صلاتی فی المسجد عند المغرب . إن الله غفور رحیم . أفضل الناس ایمانا أحسنهم خلقا .

۱۵) أجب عن الأسئله:

قالت بومه البصره لبومه الموصل ولدک لایقدر أن یدفع مهر بنتی لأنّ البصره بلده معموره و مهر بنتی عشره بیوت خربه . قالت بومه البصرهالان لایقدر أنیدفع مهر بنتک ولکن ان إستمرت حکومه الخلیفه انا أضمن لها الف بیت خربه .

الف) ماذا قالت بومه البصره لبومه الموصل؟

ب) لماذا لا یقدر ولد بومه البصره ان یدفع مهر بنت بومه الموصل؟

ج) عین إعراب الکلمات التی اشیر الیها بخط .

د) عین اسما مشتقا و اذکر نوعه .

ه) عین الفعل المزید و اذکرمصدرها .

د)عین الضمایر و نوعها

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه اول                                        

 عربي (1) خرداد ماه                  

1- ترجم العبارات الي الفارسية:                                                                                   3      نمره

الف- مَاالفائدةُ في ثروةٍ وَرائَها لعنةُ النّاسِ.

ب- سيّدي ، عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرَجُوا مِنْ دينِنا.

ج- القرآنُ مِنْهاجٌ لِسَعادَةِ اْلانْسانِ وَ عَقيدةٌ لِلْحياةِ .

2- عين الترجمة الصحيحة‌ :                                                                                  5/1     نمره

 الف) ذكروا للفوم اربعين فائدة. 

براي پياز چهل فايده ذكر شده است . (   )               براي سير چهل فايده ذكر كرده اند .(   )

ب ) قد افلح المؤمنون .

مردان با ايمان رستگار شدند (    )                          رستگار شدگان همان مؤمنانند. (    )

ج) فرصت يادگيري را غنيمت شمار .

الفرصة للتعلم غنيمة (   )                             اغتنم الفرصة للتعلم (   )

3- ترجم الكمتين : الحديد(                          )      أَقامَ (                           )               75/0    نمره

4- جمله زير را به عربي برگردانيد :‌                                                                                     5/0     نمره

(الآن ميروم و نماز ميخوانم )

5- اكمل الترجمة :  (جاهاي خالي را كامل كنيد)                                                           1       نمره

  انّي لما اَنْزلتَ اليَّ من خيرٍ فقيرٌ .          ج- همانا من به .  .  .  از خير به سويم .  .      نيازمندم .

   هؤلاء وجدوا السعادة في الاسلام .       ج-   .  .  .    خوشبختي را در دين اسلام   .  .  .   .  .   0 

  6- صحح الاخطاء في الترجمة :  (سه غلط موجود در جمله را درست کنيد)              75/0     نمره

  وصلتُ الي هذهِ النتيجةِ أنّ كلَّ ناحيةٍ يفسدُ اللحمُ .

  به آن نتيجه رسيديم كه در هر محلّه شير فاسد ميشود.  1-                   2-                    3-

7- شكّل الكلمتين : (دوكلمه مشخص شده را حركت گذاري كنيد )                                 5/0     نمره

  كيفَ لاتُبصر  الحقيقة  في العالم .

8- اقرأ النص التالي ثم اجب عن الاسئلة اجابة كاملة .                                                2         نمره

     ((قتل الكفار سمية بعد التعذيب و زوجها يا سرا كذلك  بلال تحت اشد تعذيب و عمار ….نحن بحاجة

    الي مكان امن لنشر الاسلام . فامر الله المسلمين و المسلمات بالهجرة الي الحبشة فهاجروا الي الحبشة.))

الف) هل قتل الكفار ياسراً ؟

ب) من امر المسلمين و المسلمات بالهجرة ؟

ج) اين هاجر المسلمون و المسلمات ؟

د ) متي قتل الكفار سمية ؟

9- اكمل الفراغ مناسباً للضمير:                                                                                   1       نمره

  الف- هُمْ .  .  .  .  .  .   . ( يُدافعُ )                     ب -  انتَ .  .  .   .   .  .  ( يَعْتَدِلُ " امر " ) 

10- ازكلمه داده شده اسم مفعول  و اسم مبالغه بسازيد :                                         1        نمره

   جَبَرَ   :  اسم مفعول (                    )    اسم مبالغه  (                       )

11- اكتب الكلمتين مع ضمير "الياء " :                                                            5/0     نمره         

                                              1) بَشَّرَ (                  )         2) معلّم (                     )             

12- اكمل بالضمير المناسب :                                                                        5/0     نمره

 ماذا تطلبين ، اطلبُ مساعدتـ  .  .   .  . تفضّلي ادخلي، كيف؟ .  .  .  . لااَقْدِرُ .

13- اجعل في الفراغ الموصول المناسب :  ( اللاتي ، التي ، الذين ، الذي ، من ، ما )         1      نمره

الف – اننا فقراء لـ  .  .  .  تنزل الينا من خير .

ب -  الطالبة المجتهدة هي .  .  .   تنجح في درسها .

ج – المؤمنون  .   .   .   يعملون الصالحاتِ يَنجحونَ.

د-  المسلمات هنَّ .  .   .  .  يعملن الصالحات .

14- عين المعرب و اذكر اعرابه و المبني و اذكر بنائه :                                                      1      نمره

  (( هم وَجَدُواْ  طريقةً  لحل هذِهِ المشكلةِ .

15- عين في الجملتين :   الف- نحنُ ناجحون في الْاِمتَحانِ .        ب- يضربُ اللهُ الامثالَ  .                     2       نمره 

 الفعل(             )، الفاعل(              )   نوع الفاعل(                ) المفعول (                 ) 

المبتدأ (                )  الخبر(                )  نوع الخبر(                   )  ، الجار و المجرور (                   )                     

16- اجعل في الفراغ الكلمة المناسبة :                                                                       5/0     نمره

الف – ربّنا افرغْ علينا صبراً و .  .   .  .  اقدامنا . ( اثبتَ -  ثَبتتْ –  يُثبتُ -  ثَبّتْ )

ب – نحن .  .  .  . الخالق كل يوم .       ( شكرْتُ – يَشكرُنا – نشكرُ – شكرتْنا )

 17- گزينه مناسب را براي تكميل جمله ها انتخاب كنيد :                                              5/0    نمره

(( هرگاه فاعل اسم ظاهر باشد ، فعل  .   .   .   . (مطابق با آن –  مفرد ) مي آيد.  ))

((هرگاه مبتدا .  .  .   .  . ( ضمير – معرب – داراي "ال" ) باشد ، اعرابش محلي است . ))

18- اكمل الاعراب و التحليل الصرفي:           ((    العاقلُ يجتهدُ في الدرس .  ))                 2       نمره

العاقل : . .  .  . ، مفرد ، مذكر، .  .  .  .    / .  .   .  .  ومرفوع والجملة .  .  .  .  .  . 0

يجتهد : فعل .  .  .  .   ، للغائب ،  .   .   .   /  فعل و فاعله .  .  .  .  .  .   .   . ، والجملة .  .  .   .   .  0

-----------------------------------------------------------------------------

سؤالات عربي اول دبيرستان- نمونه دوم

عربي (1) خرداد ماه                  

1- ترجم العبارات الي الفارسية:                                                                  3      نمره

الف- مَاالفائدةُ في ثروةٍ وَرائَها لعنةُ النّاسِ.

ب- سيّدي ، عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرَجُوا مِنْ دينِنا.

ج- القرآنُ مِنْهاجٌ لِسَعادَةِ اْلانْسانِ وَ عَقيدةٌ لِلْحياةِ .

2- عين الترجمة الصحيحة‌ :                                                                        5/1     نمره

 الف) فَاصْبِرْ عَلي ما يَقُولُونَ. 

پس به آن چه مي گويند بي تابي مكن (   )               پس بر آن چه مي گويند شكيبا باش (   )

ب ) قَدْ اَفْلَحَ اْلمُؤمِنُونَ .

مردان با ايمان رستگار شدند (    )                          رستگار شدگان همان مؤمنانند. (    )

ج) اَلرُّمانُ غَنيٌّ بِعُنصرِ الْحَديدِ .

سيب سرشار از آهن است (   )                             انار سرشار از آهن است (   )

3- تَرْجِم اْلكَلمتين :   نَفَخَ (                          )       اَلصّامِتْ (                           )        1       نمره

4- جمله زير را به عربي برگردانيد :‌                                                                          5/0     نمره

 (علم انسان را به خداوند نزديك مي كند )

5- اَكْمِلِ اْلتَّرجَمَةَ :                                                                                        75/0    نمره

  اَليَوْمَ اكملتُ لكُم دينَكُم .              امروز 0000000 را براي شما  كامل 000000000 .

    قَتَلَ الكُفّارُ سُمَيَّةَ بَعْدَ التَّعْذيبِ .        كافران سميه را بعد از 0000000000 كشتند .

6- صَحِّحِ الاَخْطاءَ فِي التَّرجمة :  (سه غلط موجود در جمله را درست كنيد)                75/0     نمره

  لماذا لايقدِرُ الاطبّاءُ معالجةَ هؤلاءِ المرضَي.   آيا  پزشكان  نتوانستند  اين  بيمار را درمان كنند .

7- شَكّلِ الكَلمَتَيْنِ : (دوكلمه مشخص شده را حركت گذاري كنيد )                                   5/0     نمره

  اَلمُسْلمونَ رَفَعُوا اعلام  الحَضارَةِ فِي العالم .

8- اقرأ النص التالي ثم اجب عن الاسئلة اجابة كاملة .                                          2         نمره

     (( سافر شخص الي بلاد كثيرة‌ و شاهد انواعاً مختلفةً من الحياة‌    فسأله احد اصدقائه لقد رأيت

      اطراف العالم  و اشكالا مختلفة من الحياة خلال سفرك فما اجمل شيء‌ٍ رأيته. اجاب هو وطني

      التي تولدت فوق ارضه و تنعمت بخيراته)) 

الف) الي اين سافر الشخص ؟       

ب)  ماذا شاهَدَ الشخصُ في سفره ؟

ج)   ماسَأَلَ صديقُ الشَّخصِ منه؟     

 د)   ما قال الشخص في جواب صديقه؟

9- اكمل الفراغ مناسباً للضمير:                                                                           1       نمره

  الف- انتَ  .  .  .  .  .  .   .   ( يُدافعُ )                     ب -  انتنَّ  .  .  .   .   .  .  ( يعتدل " امر " ) 

10- ازكلمه داده شده اسم فاعل  و اسم مبالغه بسازيد :                                         1        نمره

   عَلِمَ   :  اسم فاعل (                    )    اسم مبالغه (                      )

11- اكتب الكلمتين مع ضمير "الياء " :   نصرَ  (                  )  صَديق (                     )       5/0     نمره

12- اكمل بالضمير المناسب :                                                                         5/0     نمره

 تَرجِعُ الفأرةُ مِنْ بيتـ . . . و . . . .   تَجلسُ تحت المظلة .

                                

13- اجعل في الفراغ الموصول المناسب :  ( اللاتي ، التي ، الذين ، الذي ، من ، ما )       1      نمره

الف – اننا فقراء لـ  .  .  .  تنزل الينا من خير .

ب -  الطالبة المجتهدة هي .  .  .   تنجح في درسها .

ج – المؤمنون  .   .   .   يعملون الصالحاتِ يَنجحونَ.

د-  المسلمات هنَّ .  .   .  .  يعملن الصالحات .

14- عين المعرب و اذكر اعرابه و المبني و اذكر بنائه :                                                    1      نمره

  (( هم وَجَدُواْ  طريقةً  لحل هذه المشكلةِ .

15- عين في الجملتين :   الف- الصّدقُ رأسُ الفضائلِ .       ب- اَنزَلَ اللهُ اِلَيْكُمْ ذِكْراً  .           2       نمره 

 الفعل(             )، الفاعل(              )   نوع الفاعل(                ) المفعول (                 ) 

المبتدأ (              ) الخبر(             ) نوع الخبر(             )  ، الجار و المجرور            )                     

16- اكمل الاعراب و التحليل الصرفي:           ((    الطالب يغتنم الفرصة .   ))                   2       نمره

الطالب: . .  .  . ، مفرد ، مذكر، .  .  .  .    / .  .   .  .  ومرفوع والجملة .  .  .  .  .  . 0

يغتنم : فعل .  .  .  .   ، للغائب ،  .   .   .   /  فعل و فاعله .  .  .  .  .  .   .   . ، والجملة .  .  .   .   .  0

17- اجعل في الفراغ الكلمة المناسبة :                                                               5/0     نمره

الف – ربّنا افرغْ علينا صبراً و .  .   .  .  اقدامنا . ( اثبتَ -  ثَبتتْ –  يُثبتُ -  ثَبّتْ )

ب – نحن .  .  .  . الخالق كل يوم .  ( شكرْتُ – يَشكرُنا – نشكرُ – شكرتْنا )

18- گزينه مناسب را براي تكميل جمله ها انتخاب كنيد :                                      5/0    نمره

(( هرگاه فاعل اسم ظاهر باشد ، فعل  .   .   .   . (مطابق با آن –  مفرد ) مي آيد.  ))

((هرگاه مبتدا .  .  .   .  . ( ضمير – معرب – داراي "ال" ) باشد ، اعرابش محلي است . ))

--------------------------------------------------------------------------

سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه سوم

1- للتّرجمة الي الفارسيّة :

1/1) انتخب يا ولدي لاتفكّر في الثّمن.

2/1) موكب قارون المعظّم في الطريق.

3/1) هو لا يتروّح بل يجفف قميصه .

4/1) والدتي بانتظاري‏, بلّغ سلامي الي حبيبي.        3  نمره

2- اطلب ما طلب منك :

           ترجم :         الف) الي الفارسيّة : 1- النجدة :                                 2- منح:

             ب )   الي العربيّة : 1- عبادت كنيد:    المضاد لـ « ثوب» :                               1   نمره

3- اكمل الفراغات في الترجمة :

1/3) نهض اويس من مكانه حزيناً .    اويس  ................. از جايش .................. 0

2/3) المؤمنون يجاهدون باموالهم وانفسهم.  مؤمنان با مالها و جانها ............جهاد ..................0

3/3) الله يعلم و انتم لاتعلمون .     خداوند ................... و شما ......................0           5/1   نمره

4- انتخب ما يناسب للفراغ :

1/4) لا تبحثوا عن عيوب الناس.  

در............ عيبهاي مردم نباشيد.                1- جستجوي           2- گفتگوي          3- بحث از

2/4) اطلب زيارة حبيبي , رسول الله(ص).

ديدار محبوبم  رسول خدا را       .......    0  1- طلب كردم       2- مي طلبم           3) خواستم.

3/4) تنعقد حفلة في المدرسة .

درمدرسه جشني برگزار    ............   0  1- مي شود     2- شده است     3- خواهد شد       5/1   نمره

5- صحح الاغلاط في ترجمة العبارات :

1/5) اصبح قارون عبرة للاجيال .    قارون عبرتي شد , براي اين نسل .

2/5) المستضعفون هم وارثون الارض. ضعيف كنندگان همان وارثين زمين هستند.             1   نمره

6- اقرأ النص التالي و اجب عن الأسئلة :

           « خرج اويس من قريته يطلب زيارة النّبيّ (ص), فقرب اويس من مدينة النبي ..  وقال في نفسه:

      يا للسعادة ؛ يا للسعادة .  دخل المدينة , رأي رجلاً سئله : اين بيت النبي(ص) . اجاب: هناك هناك

     ثمّ قال : آه وصلتُ ...  نهاية الفراق ... وقال للرجل: عفواً , حبيبي ... اطلب زيارة حبيبي رسول الله

            اجاب الرجل: هو سافر الي مكان قريب ... »

  الأسئلة :

    1) لماذا خرج اويس من قريته ؟

    2) ماذا قال اويس حينما قرب من مدينة النبيّ؟

    3) من رأي اويسُ بعد دخوله في المدينة ؟

    4) أ كان رسول الله في «المدينة» ؟          2    نمره

7- املأ الفراغ بالصيغة المناسبة :

 هم    ........        ( نهض)                       انتم        .......       ( يتعارف « امر» )            

هنّ      ......        (يجاهد)                       انتما      .......        ( يحترم « نهي» )

انتِ    ........       ( أحسن)                      هي       .......        ( يستكبر« نفي» )         5/1  نمره

8- عين الافعال المزيدة واذكر بابها : (دو فعل مزيد را مشخص نموده وباب آنها را بنويسيد )

1/8) ارسلنا رسلنا بالبينات .                             جواب: 1)   ....             از باب  .....

2/8) والدتي بانتظاري , بلّغ سلامي الي حبيبي.              2)   ....             از باب  .....    1    نمره

9- عين الجامد و المشتق واذكر نوعه : ( دواسم جامد ودو اسم مشتق بيابيد ونوع مشتق ها را بنويسيد )0

1/9) المؤمن في الاستقامة, الجبل .             الجامد : 1 -      .......         2-        .......

2/9) احسن الي الفقير.        المشتق: 1-    ........    نوعه ........  2-    ........نوعه   ......     5/1  نمره

10- اصنع ما طلب منك : ( آنچه خواسته شده بسازيد )

1/10) اسم الفاعل من ( علم )        .....                2/10) اسم المفعول من ( انتخب )         ......

3/10) اسم المكان من ( سجد)      .....                 4/10) اسم المبالغة من ( نجر)             .......

5/10) اسم التفضيل من ( صبر)     ......       6/10) الصفة المشبهة من ( عطش)       .......  5/1  نمره

                                     

11- عين الفاعل , المفعول, المبتدأ , الخبر في العبارات التالية :

1/11) كتب التلميذ الدرس .

2/11) يا ربّ : قولك حقّ وصدق .     1   نمره

12-  انتخب الصحيح للفراغ فيما يلي :

1/12) و احسن كما   .......   الله اليك .                 الف- احسنوا       ب- احسن         ج- تحسن

2/12) هو  .....   في معركة نهروان .                     الف- جاهدت       ب- جاهدوا       ج- جاهد

3/12) نحن  ........  زيارة الامام المنتظر(عج).       الف- اطلب       ب- نطلب      ج- يطلبون   5/1   نمره

13- اكمل العبارت :

1/13) اسم مشتق به اسمي گفته ميشود كه از    ......     ساخته شده باشد.

2/13)يكي از وزنهاي  اسم زمان و مكان عبارتند از:   ............      .

3/13) براي ساختن جمع مذكر سالم  به آخرمفرد مذكر عاقل .......  يا  .......  اضافه ميشود.  1   نمره

14- انتخب الاعراب المناسب للكلمتين : في الجملة ((  يجتهد العاقل في الدرس .))

1/14) العاقل :   الف- مبتدا ومرفوع           ب-  خبر و مرفوع            ج – فاعل و مرفوع

2/14) الدرس:  الف – مجرور                  ب-  مفعول                     ج -  خبر مرفوع          5/0   نمره

15- انتخب التحليل الصرفي المناسب للكلمتين :

           (( خرج الطالب من المدرسة . ))

1/15) خرج :          الف- فعل ماض, للغائب, مجرد ثلاثي,...     

                           ب- فعل ماض, للغائبين , ثلاثي مجرد, ...

2/15) طالب:         الف- اسم , مفرد,مذكر, مشتق,...             

                           ب- اسم, مفرد,مذكر, للغائب, جامد,...                  5/0

---------------------------------------------------------------------

سؤالات عربي اول دبيرستان – نمونه چهارم

1- ترجم العبارات :

1/1) هب لي حكما و الحقني بالصالحين .

2/1) قد اسلمت منذ مدة ولكن ما شاهدت حبيبي.

3/1) الذي يكنز الذهب و الفضة فبشّره بعذاب اليم.

4/1) لمّا علم بأن البائع عرفه ذهب الي دكّان آخر.       3    نمره

2- ترجم اللغتين :

                    1) انفقتُ :                                     2)البديع :            5/0 نمره

3)  اكتب :     

               المرادف لـ « قوّ»    ....                           المضاد لـ « بشير»         .....           5/0 نمره

4) اكمل الفراغ في الترجمة :

1/4) القرآن يرشد الي خير سبيل .          قرآن به بهترين  راه          ........          .

2/4) إدفع لهم دينارا من الذهب .           به آنها يك دينار    .......      بپرداز .

3/4) لمّا شاهد البسة فاطمة بدأ بالبكاء .  وقتي كه لباسهاي فاطمه را مشاهده كرد ..... به گريه كردن.        5/1  نمره

5) عين الترجمة الصحيحة :

1/5) يضرب الله الامثال للناس.

      الف – خداوند براي مردم مثل ها ميزند.               ب- خداوند براي مردمان مثلها آورد.

2/5) جاهدوا الكفار و المنافقين .

      الف- با كافران ومنافقان بجنگيد.                  ب- با كافران و منافقين نبرد كردند .

3/5) اصبح قارون عبرة للاجيال .

      الف- قارون هنگام صبح عبرت نسلها شد. ب- قارون عبرتي, براي همه ي نسلها شد .   5/1   نمره  

6) صحح الاخطاء في ترجمة الجملتين:(درترجمه سه غلط وجود دارد زيرآنها خط بكشيد ودرست آنها را بنويسيد)

1/6) أليس في المجلس اكبر منك.   آيا در مجلس بزرگتر از تو هست ؟

2/6) خلّصنا من شرّ هذا الطاغوت .   ما را از شرّ آن سركش خلاص كرد.

  جواب : 1-                        2-                      3-                        0   5/1   نمره

7 ) اقرأ النصّ , ثم اجب عن الأسئلة :

     استيقظ الطالب« زياد علي» قبل الفجر و بعد الصلاة هيّأ نفسه , وخرج من البيت محزونا .

     فذهب وحده الي الحفلة  ليشترك فيها. دخل المدرسة وسلّم علي مدير المدرسة   فجلس

     في الساحة علي كرسيّ .بعد قليل جائت امّه و التلميذ حينما شاهد امّه تغيّر لونه وخاطبها

      وقال : س , س ,سلا, سلام ....

     بدأت المراسم وبعد اجراء المسرحيّة و....     قال المدير: نحن اجتمعنا هنا لتكريم التلميذ

     المثاليّ و ليس هو الّا« محمود» .  اشتدّ الطالب حزنه وفرّ من المدرسة مسرعاً باكياً ....0

الأسئلة :

 1/7)  متي استيقظ زياد علي وما فعل قبل الفجر؟

 2/7) كيف خرج الطالب من البيت ؟

 3/7) ماذا حدث للطالب في نهاية الحفلة ؟    5/1   نمره

8 ) للتعريب : ( به عربي ترجمه كنيد )0

* پروردگارت را عبادت كن .      جواب :  .......            5/0  نمره

9 ) اكمل الفراغات بالفعل المناسب :

1/9) هي      .......         ( بَسَطََ)                        4/9) اَنتِ       .......        ( يَنقلبُ «امر» )

2/9) هنّ     ......          ( يَبذُلُ )                       5/9) انتنّ         ........      ( يَستنكفُ « نهي» )

3/9) انتم    .......         ( لايُخالِفُ )              6/9) هُم      ........      ( يَتَكاسَلُ « نفي» )   5/1   نمره

10) اصنع ما طلب من الكلمات :

1/10) المصدر من « صَدَّقَ » :     ..........      3/10) الجمع السالم للمؤنث من « منافق » :       ...........

2/10) المثني  من « قميص »:     ..........  4/10) الجمع التكسير من « دبّابة » :   ...........    2   نمره

11) عين الجامد والمشتق و( اذكر نوع المشتق) من الكلمات التي تحتها خط:

1/11) لاح القمرفي السّماء .

2/11) المسجد معبد المسلمين.     5/1      نمره

12) انتخب الصحيح للفراغ : فقط زير گزينه هاي درست خط بكشيد .

1/12) اذ قال لصاحبه , .......... إنّ الله معنا . ((   لايذهبُ   /    لاتحزَنَّ  /  لاتذهبي   /  لاتحزن    ))

2/12) هل  ....... تعرفين بائع الصحف .   ((   انتِ   /     انتُم     /   انتُنّ     /   هيَ   ))

3/12) انتما  ........   في الدروس .   (( يجتهدون    /     تجتهدان    /    تجتهدوا    /    اجتهدوا  ))

4/12) فعل امر از« تُصَدِّقُونَ» كدام است ؟     (( صَدِّقوا    /    صَدَّقوا   /   صَدِّقونَ   /  صَدَّق   ))   2   نمره

13) شكّل الكلمتين : فقط حركت گذاري كنيد :

 * فـَــتَحَ  حميــد  الـبـــاب . 5/0  نمره

14) انتخب الصحيح :

* فعلهاي ثلاثي مزيد وزن  معيّني  دارند, يعني ... هستند . الف- قياسي  ب- سماعي    ج- بي قاعده

* از وزنهاي مشهور صفت مشبهه .... ميباشد. الف-فَعَلَ و فَعلان . ب- فَعِل وفَعل .            5/0  نمره

15) للاعراب :   (  نقش و اعراب دو كلمه زير را بنويسيد  ).

* اِنتَخَبَ الامامُ   قميصاً .      الامام :     .......                   قميصا :      ..........              1   نمره

16) انتخب التحليل الصرفي للكلمة :      * طَلَعَت  الشَّمسُ .*

   طَلَعَت :

  الف- فعل مضارع, للغائبة, مجرد ثلاثي...        ب- فعل ماض, للغائب, مزيد الثلاثي...

 ج- فعل امر,للمخاطب , مجرد الثلاثي,...          د- فعل ماض, للغائبة, مجرد ثلاثي, ....     5/0  نمره

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

نمونه سوال امتحانی

 

1 -تر جم العباراتِ الی الفارسیة  و العربیة (3)

 

الف – خدایا در قلبم نور و فهم وعلم قرار بده .

 

ب- إنّنا نأبی أن نأکل من أموالکم شیئآً الا بدفع الثمن .

 

ج- إنّها لو کنتَ أخذتَها علی غیر أمانةٍ لقطعتُ یدک علی سرقةٍ .

 

د- خطر ناکترین بیماریها جهل است و دوای ان مرکّب و قلم است .

 

ه- ولکنّ الخیرَ أن یکثرَ علمُک و أن یعظم حلمُک و أن تباهی الناسَ بعبادة ربّک .

 

و- کأنّ هناک جُسیماً مجهولاً آخرَ یحمل شحنةً تخالفُ شحنةَ الإلکترون .

 

 2- عین الأدقّ و الأصحّ فی ترجمة هذه الجملة :  ( 5/.)

 

( مادر صبورم را که از بیماریش شفا نیافته است به بیمارستانی نزدیک خانه مان بردم ) :

الف : حملتُ امّی الصبور التی لمّا تشفَ مِــن المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا .

ب- حملتُ امی الصبورة التی لم تشفَ من المرض الی المستشفی قرب بیتنا .

ج- حملت ُ امی الصبورة الذی لما تشف َ من المرض الی مستشفیً قرب منزلنا .

د- حملتُ امی الصبور التی لما تشفی من المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا .

  

2- المفردات (5/1)

الف- هسته:

 ب- التبجیل:

ج- نال غایته :

د- المعدّات :

ه-مردان درس ناخوانده:

و- مترادف غضَبَ :

  

4- إقرأ النصّ التالی ثمّ أجب عن الأسئلةِ(5/1)

کانت الخنساءُ إمرأة ذات شجاعةٍ و فروسیّةٍ و صاحبة بیانٍ فصیح ٍ .  اولادها الأربعة کانوا أسوة الفروسیّة و السیادة . شجّعت الخنساءُ اولادَها للحرب مع الکفّار و أبناؤها قُتِلوا واحداً فواحداً فی المعرکة . و حین اُستُشهِد ابناؤها الأربعة أشفق علیها کلّ مَن  کان یعرفها  و یقولون : کیفَ ستواجه نبأ استشهادِ اولادها و هم یعلمون أنّ ما سیکون هو أعظمُ و کان رأیها أنّ الشهادة شرفٌ من جانب الله و بلاءٌ لکی یعلم َ ایّنا   أحسن ُعملاً .  مِن کثرة بکاءها علی أمواتها عُرِفت ببکّاءة العرب .

 

الف- ما هوالصحیح عن ( بکّاءة ):

1- اسم التفضیل     2- اسم المبالغه      3- صفة المشبهة      4- جامد

 

ب- ما هی المجهول من ( یقولون ) ؟

 

ج- عین الصحیح َ :

1- ذهب اولادُها الثلاثة الی الحرب 

2- شوّقت  الخنساءُ اولادها للذهاب الی  ساحة القتال 

3- اشتهرت الخنساءُ بضحّاکة العرب  

4-  هی کانت تعتقد أنّ الحرب سبب قوام الدوَل

 

د- لماذا نتحمّل المصاعبَ و المشاکل َ فی حیاتنا ؟ ( إستعن من النص )

 

5-صحّح الأخطاء فی الترجمة :( 75/.)

 

الف- قبـّـــله الأبُ و أخذ بیده و أجلسه عنده . پدر او را بوسید و به دستش گرفت و نزدش نشست

ب- تظهر ظاهرةُ  قوس قُزح مع ألوانها الجمیلة ِ فی الأیام الماطرة . ظاهر قوس قزح با رنگهای زیبایش در روزهای آفتابی ظاهر می شود .

ج- کلّــم موسی تکلیماً . با موسی سخن گفت سخن گفتنی  .

 

6-انتخب الترجمة الصحیحةَ (25/.)

 

- اعمل عمل َ من یعلم أنّ الله مُجازیه بــإ سائته و إحسانه :

1- عمل کن همچون کسی که یقین دارد خداوند به خوبی و بدی او پاداش می دهد .

2- عمل کسی را انجام ده که یقین دارد خداوند به خوبی و بدیش پاداش دهنده است .

 

7- أکمل ترجمة هذه الجمل :(1)

أفراد الأسرة مشهورون بصدقِ الکلام و الإجتهاد و المثابرة فی الأعمال .

 

افراد خانواده به درستگویی و تلاش و............ مشهور هستند.

 

إلهی إن کنتُ غیرَ مستأهلٍ لرحمتک فأنت أهلٌ أن تجودَ علیّ بفضلِ سعتک:

 

خدایا اگر من  برای رحمتت ......... پس تو ......... که بر من به ........ ببخشایی .

 

8- أکمل الفراغ علی حسب الترجمة : ( 5/1)

.....لزمیلتی : أراکِ ......، ......:  أنا آمنتُ بالله ......، فإنّ المکارهَ .......؛ لقسمٍ منه .......

 

به همکلاسی خود گفتم : تو را خوشحال می بینم ، گفت: من قطعاً  به خدا ایمان آورده ام ، همانا ناگواریها دو قسمت هستند ؛ برای یک قسمت آن هیچ چاره ای نیست .

 

9-عین المفعول المطلق و المفعول فیه و المفعول له  فی هذه العبارات :(25/1)

 

نحن تقدّمنا مدی العصور نحو الرشد و الکمال . عفواً حبیبی . هو حیّــاهم تحیّة ً طیبةً . یسجدُ بنو آدم شکراً لنعمائه .

 

 10- عیّن إعراب َ ما أشیر الیه : ( وضّح جوابک فی جملة ٍ) ( 75/.)

 

قال الله تعالی  . أعطنی بمسألتی إیاک جمیع َ خیر الدنیا فأنّه غیرُ منقوصٍ ما أعطیت .

  

11-أکمل الفراغ بما یناسب :( 5/3)

 

الف- نحن .....  ( فعل ماضٍ مِـــن فاز ) .

 

ب- ........ الی سبیل ربکَ .( فعلُ أمرٍ مِــن دعا )

 

ج- قلنا لا ....... إنّک آنت الأعلی .( مضارع مِــن خاف ) .

 

د- هم ....... بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیرا .( مضارع من وفی  ).

 

ه- ............  الألبسة ُ  (  باع ).

 

و- أنتِ ....... وعداً حسناً 0 ( مضارع مِــن وعدَ ).

 

 12-شکّــل ما أشیر إلیها (25/1)

ذهب الرسول الأکرم بین أصحابه مادح  مدح جمیلاً الخنساء . لکم فیها فواکه کثیرة .

 

 13-عیّن الافعال  و نوعها  ( خاصة نوع المعتل ) (5/1)

الف – ق ِ نفسک مِــن الأذی .

 

ب- إنهَ عن المنکر .

 

ج- قولوا قولاً سدیداً .

 

د- ترثُ الطفلةُ مِــن أمّها.

 

ه- کلوا هنیئاً بما صبرتم.

 

و- وإلیک یا ربّ مددتُ یدی .

 

14- ما هو الصحیح عن الإعراب و التحلیل الصرفی :(25/.)

 

توقّف قرب َ شجرة لیستریحَ قلیلاً .

 

الف- قرب : اسم ٌ مذکرٌ مشتقٌ جامد / مفعول به

ب- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ مشتقٌ اسم مبالغة / مفعول به

ج- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ صفة مشبهة / صفة نائبة مناب المفعول المطلق

د- یستریح : فعلٌ مضارعٌ معتل مثال  منصوب ٌ مزید ٌ / فعل و فاعله هو المستتر

 

15-ما هو الصحیح لتشکیل هذه الجملة : (25/. )

أشرقت علی شبه الجزیرة أشعة شمس جدیدة .

 

الف_ أشرقتُ – شبهِ – اشعةِ           ب- الجزیرةِ – أشعة ُ _ شمس ٍ

 

ج- أشرقت- الجزیرة ِ- أشعة َ           د- أشرقت – شبه ِ – شمساً

 

16-  الإعراب و التحلیلُ الصرفی :( 25/1)

 

إتّحدَ الأمة ُ إتّحاداً لا انفصامَ له .

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

السؤال الاول ترجم .                             

1-      اخذَ قلبي يخْفِقُ بشدّةٍ .كأنّهُ يبتَسِمُ إلَيّ .

2-       إنّ الاحمقَ يُصيبُ بِحُمقِهِ أعظَم مِن فُجورِ الفاجرِ .

3-      فابتَدِرْ سَعيَكَ و اعْلَم أنَّ مَن بادَرَ الصّيدَ معَ الفجْرِ قَنَص

4-      إنّ الانسانَ لَفي خُسْرٍ إلّا الّذينَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالحات .

السؤال الثاني- عيّن الترجمةَ الصحيحة .

     إمتلأَ قلبِي ايماناً بعدَ فتْحِ المُقاتلينَ .

 الف) قلبم از نظر ايمان پر شد بعد از فتح رزمندگان.

ب) قلبم از ايمان پر شد بعد از فتح رزمندگان

السؤال الثالث اقرأ النصّ ثمّ أجِبْ عن الاسئلَةِ .

         لمَ تَنْتَظرْ‌الرُّمَيصاءُ أحَسّتْ بقوَّةٍ عظيمةٍ فَتَقدَّمَتْ جريئَةً و غَرَسَتْ خَنْجرَها في ظَهْرِ الْمُشركِ‌الّذي قصَدَ قتْلَ النبيّ (ص) يَا أحْفادَ الشيطانِ تعالَوا سَتُقاتِلُكُمْ امرأةٌ مسلمَةٌ فقاتَلَتْ بشجاعَةٍ‌ و أُصيبَتْ بجَراحاتٍ كثيرةٍ فرّ المشركونَ خائفينَ مَذْعورينَ و ذَهبَ الرّسولُ الأكرَمُ (ص) إلي اصحابِهِ مادحاً الرُّميْصاءَ .

الف)     لماذَا قتَلَتْ الرمَيصاءُ المُشرِكَ ؟

ب)    هَلْ قُتِلَت الرّمَيصاءُ في المعركَة ؟

ج)   ماذا عاقبَةُ‌المشركينَ في هذه الحربِ ؟

د)      عيّن في النّصِّ‌ : حالاً و نوعَ المنادا مع اعرابه .

السؤال الرابع صحّح الاخطاءَ في الترجمَة .

 أمرَ اللهُ رسولَهُ بمُداراهِ الناسِ .   

 خداوند به فرستاده‎ي خود امر كرد كه با مردم با مدارا برخورد كالخفافِيشُ من أعجَبِ مخلوقاتِ الله تعَالي . 

    خفّاش‎ها از زيباترين مخلوقاتِ خدا هستند .

السؤال الخامس اُكتُب المطلوبَ .  

حَرّمَ ( متضاد)‌ :‌                         لباس ( مترادف ) :‌          

فَوْز ( الترجمة بالفارسية‌ )‌            روزگار :‌(‌الترجمة بالعربية)  

السؤال السادس للتّعريب .   

  فقط درس عربي را خواندم .

السؤال السابع با توجّه به هم خانواده هاي كلمات مشخص شده معاني آنها را حدس بزنيد .

ما غَرّكَ بربّكَ الكريمِ .         خوشحال كرد مغرور نمود نابود كرد

 و إذا السَماءُ انْفَطَرت .     آفريده شد نابود گردد - شكافته شود

السؤال الثامن اكتُب الافعالَ المطلوبَة‌.

 للغائبات «يقولُ »                            - امر للمخاطَب «يقولُ»

مجزومِ بِلَمْ «هَدَي» للغائبَة                - للغائِبينَ « رَضِيَ »

السؤال التاسع عيّن المفعولَ المطلَقَ‌ و المفعولَ فيهِ .

- صباحَ احدِ الايّامِ‌ كانَ الاطفالُ يلعَبونَ بفَرحٍ‌لعباً .

السؤال العاشر عيّن الحالَ و صاحِبها .  

  نَحنُ نستَمعُ الي القرآنِ خاشِعاتٍ.

  إقْتربَ للناسِ حسابُهُمْ و هُمْ في غَفْلَةٍ مُعرِضونَ . 

السؤال الحادي عشر عيّن التمييزَ .

 أمْلأُ قدحاً شاياً .        نبيّنا أصدَقُ الناس لساناً .

السؤال الثاني عشر صحّح الاخطاء َ‌.

 نجَحَ التّلاميذُ في الامتحانِ إلا المتَكاسلُ .  هوَ اكبَرُ منّي سنٌّ .

السؤال الثالث عشر عيّن المستثني منه و اعراب المستثني و المعطوفَ‌ و نوعَ المنادا و اعراب المنادي

يا مُجيبَ الدّعواتِ‌. لا تَطْلُب الا الحسنات .و ما المالُ و الاهلونَ الا ودائع . 

السؤال الرابع عشر اكتبْ‌ما طُلبَ .  

 فعل الامر من «سَدَّ » للمخاطب               النهي من «ردَّ» للمخاطب

السؤال الخامس عشر اعرب ما تحته خطُّ‌ . 

 ايّـها النفسُ إلي متي الغفلَةُ . و سخّر لكُم الليلَ و النهارَ

لايتمتّعُ بهذه القدرةِ‌ إلا الخفّاشُ .

السؤال السادس عشر اكتب التحليل الصرفي للكمات المشار اليها . لايتمتّعُ بِهذهِ القدرَةٍ الا الخفاش .

السؤال السابع عشر شكّل الكلماتِ المشار اليها بخطّ .

 يُنْفقونَ اموالـهم بالليل و النّهار

السؤال الثامن عشر نوع افعال زير را از نظر ( انواع معتل و مضاعف بنويسيد )

  الف)‌ عُدْ                 ب)‌ يَعِدُ                              ج) عَدَّ                    

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

تست

باسمه تعالی

 

1- ميز الصحيح للفراغ.           « هذا کتابُ...»

الف: اکبرُ    ب: تلميذٌ            ج: تلميذةً           د: مريمَ

 

2- من ايّ باب فعلا « يستوي و إنتخب» ؟

الف: استفعال ، افتعال            ب: افتعال ، انفعال ج: استفعال ، انفعال       د: افتعال ، افتعال

 

3-  ما هو المناسب للفراغ؟ عاصفة شديدة ... الاوراق من الارض.

الف: طار           ب: طيّرت           ج: طارت           د: طيّر

 

4- عين الخطأ.

الف) خَفنَ : الامر للمخاطبات      ب) خَفنَ : الماضي للغائبات

ج) إهدي : الامر للمخاطبة        د) أُدعوا : الامر للمخاطبينَ

 

5- عين الصحيح في اسلوب الشرط.

الف) من يتوکّلُ علی الله ينجو.           ب) إن تهدِ الناس يهديک اللهُ

ج) من يتِّقِ اللهَ يفُز                      د) من حفربئرا لأخيه يقعُ فيها.

 

6-عين الخطأ في اسلوب الشرط.

الف) من خاف العقاب انصرف عن السيئات.           ب) إن تخاف العقاب تنصرف عن السيئات.

ج) إن خفتم العقاب انصرفتم عن السيئات.             د) إن تستهدِ الله يهدِک.

 

7- ما هو الخطأ في صياغة فعل الامر؟

الف) تَدَعون : دَعوا        تدعُونَ : أُدعون            تخافونَ: خِفوا       تَضَعينَ: ضَعي

 

8- ما هو الصحيح لنفي العبارة التالية؟  « سأذهب الی البيت».

الف) لن أذهبَ الی البيت.  ب) لا اذهب الی البيت.           ج) لا سأذهب الی البيت.   د) ما اذهب الی البيت.

 

9- ما هو اللازم من الافعال التالية؟

الف) تُکرمينَ       ب) ينقلبان          ج) إنتخبوا          د) أدّب

 

10- عين الخطأ في التحليل الصرفي.

الف) يَدَعونَ : فعل مضارع، للغائبينَ ، مجرد ثلاثي، مبنيّ، متعدٍّ ، معتلّ وناقص          

ب) يرجون : فعل مضارع، للغائبات، مجرد ثلاثي، مبنيّ ، متعدّ، مبنيّ للمعلوم، معتل

ج) تَحسَبَنَّ : فعل مضارع، للمخاطب، مجرّد ثلاثي، مبنيّ علی الفتح، صحيح وسالم

د) قُلن : فعل امر ، للمخاطبات، مجرد ثلاثي ، متعدٍّ ، معتل واجوف

 

11- ايّ الاجوبة کلّ حروفها عاملة؟

الف) لَم ، إن، قد ، إنّ     ب) لم ، أنّ، في، سوف    ج) لـِ ، لم ، کأنّ ، واو حاليه    د) واوقسم، إن ، کَي ، حتّی

 

12- ما هو الفاعل في عبارة « کانت الطالبة تطالع دروسها.»

الف) الطالبة        ب) ها        ج) هو       د) هي

 

13- ما هو الخطأ؟

الف) يَخرُجُ الغاصبونَ من الاراضي المُحتلّة.           ب) الغاصبانِ يَخرُجانِ مِن ارضِ فِلسطينَ.

ج) الشَّمسُ طَلَعَت بَعدَ أن غابَ القَمرُ.                  د) أخذوا الاوربيّونَ العِلمَ منَ المُسلمينَ.

 

14- عيِّن الخبر في العبارة التالية.  « في تلک الحدائق الجميلة الکبيرة اشجار مثمرة.»

الف) اشجار مثمرة ب) الجميلة   ج) في تلک الحدائق د) في تلک

 

15- عين الخبر الذي يختلف اعرابه مع الاخبار الاخری.

الف) هذا فتیً ذکيٌّ. ب) اولئک اصدقائي. ج) هناک إخواني.          د)هذه امّي

 

16- في ايّ الاجوبة يکون الخبر مفرداً؟

الف) المُؤمنُ يَصدُقُ.       ب) المؤمنونَ صادقونَ.     ج) القَلمُ عِندي.     د) الَّلاميذ ذَهبوا الی البيتِ.

 

17- ما هو الصحيح للفراغ؟   «الصِّلةُ الی الاصدقاءِ......»

الف) محمودةٌ ب) محمودٌ   ج) عملاً حسناً      د) العملُ حسنٌ

 

18- ما هو الصحيح في الاجوبة التالية؟

الف) نُحِبُّ وَطَنَنا مادُمنا أحياءٌ.    ب) کُن لِلظالم خَصمٌ ولِلمظلومِ عَونٌ.

ج) أصبحنا متقدمون في القرون الاولی.  د) کُن ذا اخلاقٍ حَميدةٍ.

 

19- کيف تکون العبارة التالية مع « کان» ؟   « نحن وأصدقاؤنا مجتهدون »

الف) کُنّا وَأصدقاؤَنا مجتهدون.    ب) نَحنُ وَأصدقاؤنا کنّا مجتهدينِ.

ج) نَحنُ وأصدقاؤُنا کنّا مجتهدينَ.  د) نحن وأصدقاؤنا کنّا مجتهدان.

 

20- ما هو اسم الفعل الناقص؟ « کانَ للِتلاميذِ في السنواتِ الماضيةِ دَور اساسیّ في الثورة الاسلامية.

الف) دور           ب) للتلاميذ          ج) السنوات         د) هو المستتر

 

21- عين العبارة الصحيحة.

الف) علمت أنّ ابوک شاعر.             ب) ليت المسلمينَ يتحدان.

ج) کأنّهم علماءَ الاُمّة.                   د) إنّ ذا النَّشاطِ خَيرٌ مِن ذي الکَسَلِ.

 

22- کيف تکون العبارة التالية مع « إنَّ » ؟ المؤمنون والمؤمنات صابرون.

الف) إنّ المؤمنونَ والمؤمناتُ صابرون.  ب) إنّ المؤمنينَ والمؤمناتِ صابرون.

ج) إنّ المؤمنينَ و المؤمناتِ صابرين.    د) إنّ المؤمنينَ والمؤمناتَ صابرونَ.

 

23- ما هو المنصرف من الاسماء التالية؟

الف) أَعلَم.   ب) أَنفَع.     ج) أَسوَد.           د) أربَع .

 

24- ما هو الصحيح؟

الف) لا الکنز کالادب.      ب) لا جهلُ أضرَّ من العجب.      ج) لا خيراً في وُدّ امریء متلوِّن . د) لا شيءَ أجمَلُ مِن الادبِ.

 

25- ما هو الصحيح لفعل « لتتکلّموا » ؟

الف) مضارع مجزوم       ب) مضارع منصوب ج) مضارع مرفوع  د) مضارع منصوب ومجزوم

 

26- ما هو الصحيح للفراغ ؟      « قرأت کلمات ... »

الف) جديدةً         ب) الجديدةَ          ج) جديدةٍ                  د) الجديدَ

 

27- ما هو الخطأ ؟

الف) أُحِبُّ مُعَلِّمينَ المَدرسةِ.             ب) ساعِد مَظلومِي العالَمِ.        

ج) أليسَ اللهُ بِأحکمِ الحاکِمينَ.    د) مَن تَساوَی يَوماهُ فَهُو مَغبونٌ.

 

28- في أیّ الاجوبة ما جاء المفعول المطلق ؟

الف) شکراً لله الذّي انعمَنا بنعمٍ کثيرةٍ.   ب) أنت أخي حقا.          ج) صبراً علی الجهاد.      د) نسجد لله شکراً له.

 

29- في أي الاجوبة يکون المفعول فيه ؟

الف) خَلَقَ اللهُ اللّيلَ وَالنَّهارَ.             ب) إنّي دعوتُ قَومِي ليلاً ونَهارا.ً

ج) قُل هُوَ مِن عِند أَنفُسَکُم.       د) إنّ يَومَ الفَصلِ ميقاتُهم أجمعينَ.

 

30- ما هو الخطأ في اسلوب الحال؟

الف) کيف ذهبتم الی البيت ؟             ب) دخلتُ البيتَ مبتسمةً.

ج) دَخلَت الطالباتُ الی الصَّف مُبتسماتٍ. د) شاهدتُ تلاميذَ يتکلّمون.

 

31- في أي الاجوبة ما جاءت الحال ؟

الف) نعبد الله وحده.       ب) امتلأ قلبي إيماناً.       ج) شاهدت عليّاً في الصّف يدرس.       د) شربت الماء باردا.ً

 

32- ما هو الصحيح لما تحته خط ؟ « يؤذيني بعضَ الأحيانِ .»

الف) مفعول به، فاعل      ب) مفعول به ، مفعول مطلق      ج) مفعول به ،مفعول فيه         د) فاعل ، مفعول به

 

33- ما هو الخطأ في اسلوب الإستثناء ؟

الف)لاتَرجُ إلاّ رَبَّک.              ب) هذا اَمرٌ لايُدرِکُهُ إلاّ المؤمنونَ.

ج) لانَملِکُ سِلاحاً الاّ الايمانَ بِااللهِ        د) الرعيةُ لايُصلحُها إلاّ العدلَ.

 

34- في أيِ الاجوبة لا يکون المنادی؟

الف) رَبِّ وَلَدَکَ صغيرا.ً   ب) مَريمُ أدرسي جَيّدا.ً     ج) رَبِّ وَفِّقني لِما تُحِبُّ.    د) ايُّها الغنيُّ أنفق بما عندک.

 

35- ما هو الخطأ في اعراب المنادی ؟

الف) يا ارضُ ابلعي ماءک.              ب) مُسلمو العالم إتحدوا.   ج) يا ذا الجلال والاکرام...        د) يا مسلماتِ العالم إتحدن.

 

36- ما هو الصحيح في تشکيل العبارة التالية ؟    « قدّم الشهداء دماءهم في سبيل اعلاء کلمة الاسلام .»

الف) قدَّمُ ، الشهداءُ ، سبيلِ              ب) قدِّمَ ، الشهداءَ ، إعلاءَ        ج) قَدَّمَ ، دِماءَ، إعلاءِ             د) قَدَّمَ، دِماءُ ، کلمةَ

 

37- ما هي الترجمة الصحيحة لعبارة  « کان الاصدقاء يبحثون عن کتب .»

الف) دوستان به دنبال کتابی می گردند.         ب) دوستان در باره ی کتابهايی بحث می کردند.

ج) دوستان به دنبال کتابهايی گشته بودند.             د) دوستان به دنبال کتابهايی می گشتند.

 

38- ما هو التعريب الدقيق لعبارة « برادرم مريض بود ، او را به بيمارستان بردم.»

الف) کانَ أخي مريضٌ ، ذهبتُ بِهِ الی المستشفی .           ب) کانَ أخي مريضاً ذهبتُ بِهِ الی المُستشفَی.

ج) کان أخي مريضاً ذهبتُهُ الی المستشفَی.                    د) کانت أختي مريضة ، ذهبت بها الی المستشفی.

 

39- عين الخطأ في ترجمة الافعال التالية.

الف) لن تنصروا: ياری نخواهيد کرد.           ب) لم اتکاسل حتّی الآن : تاکنون تنبلی نکرده ام.

ج) لم أکن أطالع: مطالعه نمی کردم.            د) لم نکن نستطيع: نتوانسته بوديم.

 

40- ما هو الصحيح لتعريب    « دشمنان قادر نخواهند بود که ما را شکست دهند.»

الف) لن يکونَ الاعداءُ قادرونَ علی هزيمتِنا.           ب) لن يَکُن الاعداءُ قادرينَ علی هزيمتِنا.

ج) لم يَکُن الاعداءُ قادرينَ علی هزيمتِنا.        د) لن يَکونَ الاعداءُ قادرينَ علی هزيمتِنا.

 

41- ما هو الصحيح للفراغ؟ « الطائر ... يطر في السماء.»

الف) لن             ب) أن              ج) إنّ               د) لم

 

42- ايّ مختار لايکون فيه اعلال؟

الف) هم يَدعُونَ.           ب) أنتِ تهدينَ.            ج) أنتنّ تمشينَ.           د) أنا أدعُو

 

43- ما هو الخطأ في صياغة فعل الامر؟

الف) أنتَ لِتَجلِس.          ب) نَحنُ لِنذهَب.           ج) هو لِيقرأ         د) هي لِتحفَظ.

 

44- ما هو نوع الاعلال في « أقيموا » ؟

الف) الاعلال بالاسکان            ب) الاعلال بالحذف         ج) الاعلال بالقلب          د) دون اعلال  

       

45- عين العبارة الّتي لاتحتاج الی التمييز.

الف)حسن هذا الطالب.     ب) آمنت بربّي.            ج) نبيّنا أصدق الناس.            د) ملأت الکأس.

 

46- ميّز العبارة الّتي جاء فيها التمييز.

الف) دخلتُ الغرفةَ قَلِقاً.    ب) يَجعلُ اللهُ في بعض الامور خيرا کثيرا.

ج) المؤمن يزداد صبرا في الامور.              د) ساعت المسکين مؤمنا بالله.

 

47- املأ الفراغ بالتمييز المناسب.                   « فاطمة افضل الطالبات ...... »

الف) عالما          ب) مؤمنا           ج) شَکورا          د) عِلماً

 

48- عيّن المستثنی المفرّغ.

الف) لانَملکُ سِلاحاً الاّ الايمانَ بالله.            ب) لن نزيدکم إلاّ عذاباً.

ج) لاينجح الناسُ في الحياةِ إلاّ المجدّينَ. د) مانجح الطلاب إلاّ المجتهدينَ.

 

49- عين الصحيح في الترجمة.    « جئتُ الی معلّمي شاکراً لأتکلّم معه حول مشاکلي الدرسية».

الف) با سپاس نزد معلمم آمدم تا با او در باره ی مشکلات درسی صحبت کنم.

ب) سپاسگزارانه نزد معلم خود رفتم تا در باره ی مشکلات درسی صحبت کنم.

ج) برای سپاسگزاری نزد معلمم آمدم تا با او در مورد سختی های درسم حرف بزنم.

د) با سپاس نزد معلمم آمدم تا با او در باره ی مشکلات درسی ام صحبت کنم.

 

50- ما هو التعريب الدقيق لعبارة   « هيچ انسانی با ايمان تر ازاوليای خدا نيست زيرا آنها از ايمان لبريزند»

الف) لا انسان ايمانا اکثر من اولياءالله لأنّهم يفيضون بالايمان.

ب) لا انسان اکثر ايمانا من اولياء الله ، لأنّهم فائضون بالايمان.

ج) ليس انسان اکثر ايمانا من اولياء الله ، إنّهم فاضوا بالايمان.

د) بما أنّ اولياء الله يفيضون بالايمان ، لا انسان اکثر ايمان منهم.

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

درس اول

اَلدَّرسُ الأوّلُ

إلَهى إلهَى فقيـرٌ أتاك!

إلَهى

﴿هَبْ لَنا من لَدُنْكَ رحْمةً  إنَّك أنت الوهَّابُ

﴿رَبَّنا و آتِنا ما وَعَدْتَنا علي رُسُلِكَ

﴿يَومَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِن خَيْرٍ مُحْضَراً

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فـى قلبـى نوراً و بَصَراً و فَهْماً و علما.ً

اَللّهُمَّ أنْطِقْنـى بِالْهُدي و ألْهِمْنـى التَّقوَي و وَفِّقْنـى لِلَّتـى هى أزكَي.

إلَهى إنْ كنتُ غَيْرَ مُسْتَأهِلٍ لِرحْمَتك فَأنْتَ أهلٌ أنْ تَجوُدَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ .

﴿ واللّهُ يَعِدُ كُمْ مغفرةً منه و فَضْلاً

إلَهى

لِقاكَ هَواﻯَ رِضاﻯ مُنَاﻯَ                فَهَبْ لـﻰ لِقاكَ و هَبْ لـﻰ  رِضاكْ

درس اول

خدايا خدايا فقيري به سوي تو آمده است

خدايا

از جانب خود رحمتي بر ما ارزاني دار زيرا تو بسياربخشنده هستي.

پروردگارا، آنچه را كه به وسيله‌ي فرستادگانت به ما وعده داده‌اي، به ما عطا كن!

روزي كه هر كسي، آنچه را از كار نيك به جاي آورده، حاضر شده مي‌يابد.

پروردگارا، در دلم نور و بينايي و فهم و دانش قرار بده.

پروردگارا، مرا با هدايت به سخن بياور و به من پرهيزكاري الهام كن و مرا به روش الهي موفق كن.

الهي، اگر من سزاوار رحمت تو نيستم توخود سزاواري كه با لطف بي‌كران خود، بر من بخشش روا داري.

و خداوند به شما وعده‌ي آمرزش و بخشش از جانب خود مي‌دهد.

اي خداي من

ديدار تو ميل و خواسته‌ي من و خشنودي تو آرزويم است .

پس ديدار و خشنوديت را به من عطا كن (برايم فراهم كن).

 

 

درس دوم

الدَّرس الثَّانـى

شَمْسُ الْعَدالة

الْمَشْهَدُ الأوَّل

مدينة الأنبار

أسَمِعْتُم أنَّ خليفَةَ الْمُسلميـنَ يأتي إلـى مدينة الأنبار؟

نَعَم ... و سَنَسْتَقْبِلُه بِحَفاوةٍ.

    يَجِبُ أنْ لا نَسْمَحَ لِلْفُقراءِ و الْمساكيـنِ أنْ يأتوا إلي الاستقبال!

سوف نستَقْبِلُه كما كُنّا نَسْتَقْبِلُ ملوكَنا السّاسانيّيـن فـى الْماضـى!

حَسَنٌ ... حَسَنٌ ...!

فـى الْيوم الْمَوعود

خَرَجَ الأغنياءُ و الْمُتْرَفونَ إلي بابِ الْمدينةِ.

جاء الأميـرُ ... جاء الأميـرُ ...

حينَئذٍ نَزَلَ الرّاكِبونَ مِن مَرا كِبِهم لاسْتِقبالِ أميـرِالْمؤمنيـن و قاموا بتَبْجيلِه كعادتِهم

فـى اسْتقبالِ الْملوكِ ...

تَعَجَّبَ الإمامُ علـﻰٌّ (ع) مِن عَمَلِهِم فَصَاحَ :

ما أرَدتُم بِهذا الَّذﻯ صَنَعْتُم ؟

هذا خُلُقٌ مِنّا نُعَظِّمُ به الأمَراءَ !

و ماذا يَنْتَفِعُ الأمراءُ بِهذه الأعمالِ ؟! إِنَّكم لَتَشُقُّونَ عَلَي أنْفُسِكم عَبَثاً !

أيُّها الأميـرُ ... ! قَدْ هَيَّأنا لكَ و لِمُرافِقيك طعاماً و لدَوابِّـكم علفاً كثيراً ! 

إنّنَا نَأبَي أن نَأكُلَ مِن أموالكم شيئاً إلّا بدَفْعِ الثَّمَنِ .

أيُّها الْخليفةُ ! هذه هدايا ، . . .  مِن الأموال و الدَّوابِّ و ... تَعَوَّدْنا أن نُقَدِّمَ مِثلَها لِمُلوكِنا . . .  نَرجو أن تَقْبَلَها . . .  !

إن أحْبَبْتُمْ أنْ نأخُذَها فلابأسَ ... ! نَحْسِبُها مِن خَراجِكم !

أتَمْنَعُنا  أن نُهْدِﻯَ ؟! و قد تَعَوَّدْنا أن نأمَنَ غضَبَ الْملوكِ بتقديـمِ الْهَدايا !

لا ... لا ... إنْ أبْغَضَكم أحَدٌ فأخْبِرونا !

درس دوم

خورشيد عدالت

پرده‌ي اوّل

شهر انبار

آيا شنيده‌ايد كه خليفه‌ي مسلمانان به سوي شهر انبار مي‌آيد؟

آري ... و به گرمي از او استقبال خواهيم كرد.

نبايد به فقيران و درماندگان اجازه دهيم كه به پيشواز بيايند!

از او استقبال خواهيم كرد، همان‌طور كه از پادشاهان ساساني خودمان در گذشته استقبال مي‌كرديم.

خوب است ... خوب است ...!

در روز مقرّر

ثروتمندان و توانگران به سوي دروازه‌ي شهر روانه شدند.

امير آمد... امير آمد...

در اين هنگام سواران از مركب‌هاي خود (اسب‌هاي خود) براي استقبال امير مؤمنان پياده شدند و براي بزرگداشت و احترام به او مطابق عادتشان در استقبال از پادشاهان، اقدام كردند.

امام علي (ع) از كار آن‌ها تعجّب نمود، پس فرياد زد:

منظورتان از اين كاري كه كرديد، چيست؟

اين عادت ماست، با آن حاكمان (پادشاهان) را گرامي مي‌داريم.

با اين كارها فرمانروايان چه نفع و سودي مي‌برند؟ همانا شما بيهوده خودتان را به زحمت و مشقّت مي‌افكنيد.

اي امير... ! براي تو و همراهانت غذايي و براي چارپايان شما علفي فراوان تهيّه كرده‌ايم.

همانا ما از خوردن چيزي از اموال شما خودداري مي‌كنيم مگر با پرداختن مبلغ (بهاي آن).

اي خليفه! اين‌ها هديه‌هايي هستند ... از اموال و چارپايان و ... عادت كرده‌ايم كه مثل آن‌ها را به پادشاهانمان تقديم كنيم ... اميدواريم كه آن‌ها را از ما قبول كني ...!

اگر دوست داريد كه آن‌ها را بگيريم، عيبي ندارد و آن‌ها را به عنوان ماليات و خراجتان حساب مي‌كنم!

آيا مانع هديه‌دادن ما مي‌شوي؟! درحالي كه ما عادت كرده‌ايم كه از خشم پادشاهان با دادن هديه‌ها، در امان باشيم!

نه ... نه ... اگر كسي شما را ناراحت كرد، مرا خبردار سازيد.

الْمَشهَدُ الثّانـى     

و بعد مُرور زمَنٍ ...

كانت الأيّامُ قريبةً من عيدِ الأضْحَي ... فكانَ النّاسُ فـى فَرَح ٍو سُرورٍ . ذَهَبَت ابْنةُ أميـرِالْمؤمنيـنَ إلي مسؤولِ بيتِ الْمالِ و اسْتَعارَتْ منه عِقْدَ لؤلؤ لِمدّةِ ثلاثةِ أيّامٍ ... 

رَأي علىٌّ (ع) الْعِقدَ فَأخَذَهُ و جاءَ إلي مسؤولِ بيتِ الْمالِ و قالَ :

ما هذا ؟! أتَخونُ الْمُسلميـنَ ؟!

يا علىُّ ! ما نَسيتُ عَهدى و مسؤوليَّتـى ! إنَّها قد أخَذَت الْعقدَ أمانةً مَردودةً مَضمونةً إنَّها لو كانَتْ أخَذَتْها علي غيـرِ أمانةٍ لَقَطَعتُ يدَها علي سَرِقَةٍ ! ...

اِحذَرْ أنْ تَعودَ لِمثلِ هذا الْعملِ و إلا تَنالُك عُقوبتـى!

سَمِعَتْ ابنتُهُ بالأمرِ فقالت :

يا أبَتاه . . .  ! أنا بنتُ خليفةِ الْمسلميـنَ . . . !

فأجابَ : يا بنتَ علـﻰِّ بنِ أبـﻰ طالبٍ ! أتَتَزَيَّنُ كُلُّ نساءِ الْمهاجرينَ فـى مثلِ هذا الْعيدِ بِمثلِ هذا ؟!

پرده‌ي دوم

و بعد از گذشت مدّتي ...

روزها نزديك عيد قربان بود ... مردم در شادماني و سرور بودند. دختر امير مؤمنان نزد مسؤول بيت‌المال رفت و از او گردن‌بند مرواريدي به مدّت سه روز به امانت گرفت.

علي (ع) گردن‌بند را ديد و آن را گرفت و نزد مسؤول بيت‌المال آمد و گفت:

اين چيست؟ آيا به مسلمانان خيانت مي‌كني؟!

اي علي! عهد و پيمان و مسؤوليّت خود را فراموش نكرده‌ام. او گردن‌بند را به صورت امانتي قابل برگشت و تضميني گرفته است.

اگر او آن را به صورت غير امانت مي‌گرفت، بي‌شك دستش را به خاطر دزدي قطع مي‌كردم ... بپرهيز از اين كه بار ديگر به انجام دادن چنين كاري دست بزني، در غير اين صورت مجازات من به تو مي‌رسد!

دخترش دستور را شنيد، پس گفت: اي پدرجان (پدرم) ...! من دختر خليفه‌ي مسلمانان هستم ...!

پس پاسخ داد: اي دختر علي بن ابي‌طالب! آيا تمامي زنان مهاجر در اين چنين عيدي با چيزي همانند اين، خود را مي‌آرايند؟!

درس سوم

اَلدَّرسُ الثّالِث

﴿ سَنُريهِم آياتِنا . . .

نَزَّلَ اللّهُ الْقرآنَ تَنْزيلاً لِهدايةِ الإنسانِ ﴿ إنَّ هذا الْقرآنَ يَهْدﻯ لِلَّتـﻰ هى أقْوَمُ﴾  فالْقرآنُ يُخاطِبُ جَميعَ أبناءِ الْبشرِ بِثَقافاتِهِمُ الْمختلفةِ علي مَرِّ الْعُصورِ .

فلِهذا نَرَي أساليبَ دَعوَتِه يَختلِفُ بعضُها عن بعضٍ اخْتلافاً كبيـراً . فقَدِ اسْتَخدَمَ الْقرآنُ الْبـراهيـنَ و الأدلَّةَ الْمتنوّعةَ لِتَشْمُل جَميعَ الْفئاتِ الْمختلفةِ  ﴿ و لقد صَرَّفْنا فـى هذا الْقرآنِ لِلنّاسِ مِن كلِّ مَثَلٍ

و الآياتُ الْعلميّةُ فـى الْقرآنِ هى بعضُ هذهِ الْبـراهيـنِ الّتـى تُخاطِبُ الإنسانَ الّذى لا يَطمئنُّ قلبُه اطمئناناً تامّاً إلّا عن طريقِ الْعلمِ و التّجربَةِ .

و إليكَ الآنَ بعضَ هذه الآياتِ :

ظُلُمات الْبحرِ

﴿أو كَظُلُماتٍ فـى بَحْرٍلُجّىٍّ يَغشاه مَوجٌ مِن فَوقه مَوجٌ...ظلماتٌ بعضُها فوقَ بعضٍ

أخبَرنا الْقرآنُ عن ظاهرةِ ظلْمةِ الْبحرِ إخباراً عجيباً و هذا أمرٌ لم يُكْتَشَفْ إلّا فـى الْقرنِ الأخيـرِ .

لقد كان الإنسانُ فـى الْماضـﻰ لا يَستطيعُ أن يَغوصَ فـى الْبحرِ أكثرَ من عِشرينَ متراً ... و لم تكُنْ هناك ظلمةٌ ...

و لكنَّه الآنَ يَغوصُ فـى أعماقِ الْبحارِ غَوصاً أكثرَ مِن مِائَتَـى مترٍ بواسطةِ الْمُعَدَّاتِ الْحديثةِ فنَجِدُ هناك ظَلاماً شديداً . . .

تُعطينا الآيةُ صورةً أخْرَي عن الْبحرِ و هى وجودُ طبقاتٍ مُختلفةٍ من الظّلمةِ ، بعضُها أظْلمُ من الاُخرَي !

درس سوم

به زودي نشانه‌هاي خود را به ايشان نشان خواهيم داد

خداوند قرآن را به تدريج براي هدايت انسان فرستاد (مسلّماً اين قرآن به آييني كه استوارتر است هدايت مي‌كند) قرآن تمام افراد بشر را با فرهنگ‌هاي متفاوتشان و در تمام زمان‌ها، مورد خطاب قرار مي‌دهد.

به همين خاطر است كه مي‌بينيم شيوه‌هاي دعوتش با يك‌ديگر اختلافات فراواني دارد. قرآن حجّت‌ها و دلايل گوناگوني را به كار گرفته است تا تمامي گروه‌هاي مختلف را در بر بگيرد. (و به راستي ما در اين قرآن از هرگونه مثلي براي مردم آشكار و روشن ساخته ايم).

و آيات علمي در قرآن برخي از اين استدلال‌ها هستند كه انساني را كه دلش كاملاً آرام ومطمئن نمي‌شود مگر از راه دانش و تجربه، مخاطب قرار مي‌دهند.

و اينك به بعضي از اين آيات توجّه كن:

تاريكي‌هاي دريا

(يا مانند تاريكي‌هايي در دريايي ژرف است كه موجي آن را مي‌پوشاند  ]و[ روي آن موجي ]ديگر[ است... تاريكي‌هايي است كه روي همديگر قرار گرفته اند.)

قرآن درباره‌ پديده‌ي تاريكي دريا به گونه‌ي شگفت‌انگيزي به ما خبر داده است و اين موضوعي است كه كشف نشده مگر در قرن اخير.

در حقيقت انسان در گذشته قادر نبود كه بيشتر از بيست متر در دريا غواصي كند (به زير آب برود) ... و در آنجا تاريكي نبود .

اما هم اينك او (انسان) در اعماق دريا به كمك تجهيزات جديد بيشتر از دويست متر به خوبي غوّاصي مي‌كند و در آن جا تاريكي شديدي مي‌يابيم...

آيه شكلي ديگر از دريا را به ما مي‌دهد (نشان مي‌دهد) و آن طبقات مختلف از تاريكي است كه هر از ديگري تاريك‌تر هستند.

قد أثْبَتت الاكْتشافاتُ الْحديثةُ أنّ الشُّعاعَ الضَّوئـﻰَّ يَتَكَوَّنُ مِن سبعةِ ألوانٍ . فاللَّونُ الأحْمرُ أوّلُ لونٍ يَختَفـى فـى الْبحرِ! فَإنْ جُرِحَ غوّاصٌ جَرْحاً شديداً وسالَ منه الدّمُ ، لا يَرَي دمَهُ إلا باللّونِ الأسودِ !

و كُلُّ لَونٍ يَختفـى ، يُسَبِّب جزءاً مِن الظّلمةِ و آخِرُ الألوانِ هو اللّونُ الأزرقُ الّذى يَختفـى فـى عمقِ 200 متر (مِائَتَـىْ مترٍ) و مِن هناك ظلمةٌ كاملةٌ !

قرين الْمادّة

﴿و مِن كلِّ شىءٍ خَلقْنا زَوجَيْنِ لَعلّكم تَذَكَّرونَ

خَلَقَ اللّهُ الإنسانَ و جعَلَهُ زوجَيْنِ ذَكراً و أنْثَي ﴿إنّا خَلَقناكم من ذَكَرٍ و أنثَي و لم يقتَصِرْ هذا النّظامُ علي الإنسانِ بل شَمَلَ عالَمَ النّباتاتِ ﴿ و مِن كُلِّ الثَّمراتِ جَعَل فيها زَوجَيْنِ اثْنَيْنِ

إضافةً إلي ذلك نَري‌ فـى الآيةِ التّاليةِ شُمولاً أكبَر و أعمَّ ﴿ومِن كلِّ شىءٍ خَلَقْنا زوجَيْنِ . . .

فكلمةُ "شىء" تدُلُّ علي الْجَماد أيضاً ! فَهَل فـى الْجَمادِ زَوجانِ ؟!

فـى السّنواتِ الأخيـرةِ اكْتَشَفَ علماءُ الْفيزياء أنّ الإلكترونَ حينما يَدورُ حولَ نَواةِ الْمادّةِ ، كَأنَّ هناك جُسَيْماً مَجهولاً آخرَ يَحمِلُ شِحْنَةً تُخالفُ شِحنةً الإلكترونِ . سُمِّـﻰ بـ  "قرينِ الْمادّة" فَاسْتَنْتجَ الْعلماءُ أنَّ لكلِّ جسمٍ قريناً.

اكتشافات جديد ثابت كرده‌اند كه پرتو نور از هفت رنگ تشكيل مي‌شود (به‌وجود مي‌آيد). و رنگ سرخ اوّلين رنگي است كه در دريا مخفي و محو مي‌شود، يعني، اگر غوّاصي بشدّت مجروح گردد و خون از او جاري شود، خونش جز به رنگ سياه مشاهده نمي‌شود .

پادمادّه

وهر رنگي كه مخفي و پنهان مي‌شود (محو مي‌گردد) بخشي از تاريكي را به‌وجود مي‌آورد و آخرين رنگ‌ها همان رنگ كبود (آبي) است كه در عمق دويست‌متري پنهان مي‌گردد و از آن جا {به بعد} تاريكي مطلق است.

 (و از هر چيزي دو گونه (نر و ماده) آفريديم، اميد است كه متذكّر شويد)

خداوند انسان را آفريد و از او جفت نر و ماده قرار داد (همانا ما شما را از مرد و زني آفريديم) و اين دستگاه {آفرينش} به انسان بسنده نكرد (محدود نشد) بلكه عالم گياهان را در برگرفت (و از هر گونه ميوه‌‌اي در آن، دو جُفت قرار داد)

علاوه بر آن در آيه‌ي بعدي شمول و گستردگي بيشتري مي‌بينيم (و از هر چيزي جفت آفريديم) و كلمه‌ي "شي‌ء" بر جامد نيز دلالت مي‌كند! پس آيا در جمادات نيز زوج (نر و ماده) وجود دارد؟!

و در ساليان اخير دانشمندان فيزيك كشف كرده‌اند كه الكترون زماني كه پيرامون هسته‌ي ماده مي‌چرخد، گويي آن جا جسم كوچك نا شناس ديگري هست كه باري را حمل مي‌كند كه مخالف بار الكترون است و "پادِ ماده" ناميده شده (ناميده مي‌شود) پس دانشمندان نتيجه گرفتند كه هر جسمي ضدّي دارد.

إنَّ الْفيزيائىَّ الْمسلمَ محمّداً عبدَالسَّلامِ الْحائزَ علي جائزةِ نوبِلَ فـى الْفيزياءِ و الَّذى قامَ بأبْحاثٍ مهمّةٍ فـى موضوعِ قرائنِ الْمادّة ، صَرَّحَ بعدَ حُصولِهِ علي الجائزةِ تصريـحاً عجيباً حيثُ يُشيـرُ إلي أنَّ الآيةَ الْقرآنيّةَ:

﴿ومن كلِّ شىءٍ خَلَقنا زَوجَيْنِ . . . كانَت بِمَثابةِ شُعورٍ خَفىٍّ و إلْهامٍ قوىٍّ  له أثناءَ أبْحاثه عن قرائن الْمادّةِ !

إنَّ ورودَ هذه الْحقائقِ الْفَخْمَةِ و الدّقيقةِ علي لسانِ إنسانٍ أمّىٍّ عاشَ فـى بيئةٍ أمّيّةٍ دليلٌ

علي أنّه تَلَقّاها مِمَّن يَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ :

﴿ قُلْ أنزَلَهُ الّذﻯ يَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ

همانا فيزيك‌دان مسلمان- محمّد عبد السَّلام- برنده‌ي جايزه نوبل در فيزيك و كسي كه پژوهش‌هاي مهمّي در موضوع پادمادّه ها  انجام داده است، بعد از دستيابي‌اش به جايزه بيانات شگفت‌آوري را اظهار كرده‌است، در آن‌جا كه به آيه‌ي قرآني اشاره مي‌كند (و از هر چيزي دو گونه "نر و ماده" آفريديم ...) كه اين آيه همانند احساسي پنهاني و الهامي قوي براي او در خلال پژوهش‌هايش درباره‌ي پادِ مادّه‌ها بوده است.

در حقيقت ورود اين حقايق بزرگ و دقيق بر زبان انساني درس نخوانده كه در محيطي بي‌فرهنگ زندگي كرده است، دليلي است كه او آن‌ها را از كسي كه راز آسمان‌ها و زمين را مي‌داند،‌ فرا گرفته است (بگو كسي كه راز آسمان‌ها و زمين را مي‌داند،‌ آن را فرو فرستاد . . . )

 

درس چهارم

الدَّرسُ الرّابعُ                            

أمُّ الشّهداءِ

نَشَأت الْفتاةُ الشّاعِرةُ فـى بيتِ السّيادةِ والْفُروسيّةِ والْبيانِ . أبوها رئيسُ الْقبيلةِ وأخَواها مِن قادَتِها و فُرْسانِها.

ولكن . . .  أنّـي يَدومُ لَها الصَّفاءُ والْفَرحُ،  وقد فَقَدَت أباها وأخَوَيْها فـى الْحروبِ الْقَبَليَّةِ ؟! كانت الْفتاةُ تَشْعُرُ بِالْكآبَةِ والْحُزنِ الشّديدِ . . .

إلي أن ...

أشرقَتْ علي شبْهِ الْجزيرةِ أشعَّةُ شَمسٍ جديدةٍ ... جاءت الْخنساءُ عند النَّبـىِّ (ص) . . . سَمِعَت الآياتِ . . .  أحَسَّتْ أنّ السّكينةَ قد اُنْزِلَتْ علي قلبِها. . .  أنشَدَتْ بعضَ أشعارِها و سَمِعَها النّبـﻰُّ (ص) وطَلَبَ منها أن تُنْشِدَ أكْثرَ . . .  .

و هكذا تَحَوَّلَتْ "بَكّاءَةُ الْعربِ"... آياتُ الْبَعْثِ و النّشورِ  و الْجنَّةِ و النّارِ والْبِرِّ و الإحسانِ ذَوَّقَتْها حياةً جديدةً .

رَبَّتْ أبناءَها علي هذه الْقِيَمِ و بعدَ سَنواتٍ حيـنَ اشْتَدَّت الْحروبُ و انْدَفَعت جُيوشُ الإيْمانِ و النّورِ فـى مُواجهَةِ الْكُفرِ و الظَّلامِ ،جَمَعت الْخنساءُ أولادَها الأربعةَ و قالت :

يا أولادﻯ ! أسْلَمتُم طائعيـنَ و هاجَرتُم مُختارينَ . . .  أنتم تَعلَمونَ ما أعَدَّ اللّهُ لِلْمسلميـنَ مِن الثّوابِ الْجَزيلِ فـى حربِ الْكافرينَ . فَاعْلَموا أنّ الدّارَ  الْباقيةَ خيـرٌ مِن الدّارِ الْفانيةِ .  

قال اللّهُ تعالي ﴿يا أيُّها الَّذينَ آمَنوا اصْبِروا و صابِروا و رابِطوا و اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُم تُفْلِحونَ . . .

ثُمَّ قامَتْ و أحْضَرَت أسْلِحَتَهم و ألْبَسَتْهُم لباسَ الْحربِ واحداً فَواحداً ثُمَّ شَيَّعتْهُم إلي ساحةِ الْمعرَكةِ.

يَندَفعُ الأبناءُ مُكبّرينَ مُهَلِّليـنَ ‌داعيـنَ‌ اللّهَ أن يُقوِّﻯَ‌ بِهِم دينَهُ و يَرْزُقَهم الشَّهادةَ فـى سبيله.

فـى ساحةِ الْمعركةِ

حيـنَ اسْتُشْهِدَ أوّلُ أبنائِها أشْفَقَ عليها كلُّ مَن كان يعرِفُها . . . كيف سَتُواجِهُ نبأ اسْتِشهادِ وَلَدِها بعد فِقْدانِ أبيها و أخَويْها ؟! . . .  هم لا يعلَمونَ أنَّ ما سيكونُ هو أعظَمُ !!

اِنتصر الْمسلمونَ ... يُحصَي الشّهداءُ . . .  أربعةٌ منهُم أولادُ الْخنساءِ . . .

واهاً ... كيف نُبَلِّغُهَا هذا الْخبَر ؟ . . .  هى تَموتُ .. واهاً .. واهاً . . . !

تَستقبل الْخنساءَ الْعائدينَ مِن ساحةِ الْمعركةِ . . . لم تسألْ أحداً عن أولادِها و إنَّما كان سؤالُها عن أخبارِ الْمعركةِ ! عندما عَلِمت انْتصارَ الْمسلميـنَ جَرَتْ دُموعُ الْفَرحِ علي وجْهِها مُهَلِّلةً . . .

اله إلاّ الله" مي‌گفت ... .

ولكن . . . الْخبـرُ . . . كيف يُقال لَها . . . ؟!

يا أمُّ . . .

لا . . . لا . . . لا يُمكِنُ . . . أنا لا أنْسَـﻰ بُكاءَها و عَويلَها علي أخَوَيْها . . .

كأنَّ الْخنساءَ عرفَت الْخبـرَ من عُيونِ ناقِله ، فقالت: هل كَرَّمَنـي‌اللّهُ باسْتِشْهادِهم ؟!

فأجاب : نـَ . . . نـَ . . . نَعَم . . . فَتَرنَّمَتْ : ﴿ و لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا فـى سبيلِ اللّهِ أمواتاً بل أحياءٌ عند ربِّهم يُرْزَقون ثُمَّ نظَرت إلي الأفقِ قائلةً :

اَلْحمدُ لِلّهِ الّذى شَرَّفنـى بِاسْتِشهادِهم أرجو أن يَجْمَعَنـى بِهم فـى مُسْتَقَرِّ رحْمتهِ .

درس چهارم                           

مادر شهيدان 

دختر جوان شاعر در خانه‌ي سَروري و رياست و دلاوري و سخنوري پرورش يافت.پدرش رئيس قبيله و دو برادرش از فرماندهان و سواران(دلاوران) آن بودند

اما ... چگونه [اين ]طراوت و شادماني برايش پايدار مي‌ماند (مي‌توانست پايدار بماند)، درحالي كه او پدر و دو برادرش را در جنگ هاي قبيله‌اي از دست داده بود؟! دختر جوان مصيبت و اندوه شديد احساس مي‌‌كرد.

تا اين كه

نور خورشيدي نوين بر شبه جزيره تابيد ... "خنساء" نزد پيامبر (ص) آمد ... آيات را شنيد ... احساس كرد كه آرامش در دلش افتاده است... برخي از اشعارش را سرود (خواند) و پيامبر (ص) آن‌ها را شنيد و از او خواست تا بيشتر شعر بسرايد ...

و اين چنين دختر گريان عرب متحوّل شد ... آيات ]مربوط به[ رستاخيز و قيامت و بهشت و دوزخ و نيكي و احسان زندگي تازه‌اي را به او چشانيد.

پسران خود را با اين ارزش‌ها پرورش‌داد (تربيت كرد) و بعد از چند سال هنگامي كه جنگ‌ها شدّت گرفت و سپاهيان ايمان و نور براي رويارويي با كفر و تاريكي روانه شدند، خنساء چهار فرزندش را جمع كرد و گفت:

اي فرزندان من! با ميل و رغبت مسلمان شديد و با اختيار هجرت كرديد ... شما مي‌دانيد، خداوند چقدر پاداش فراوان براي مسلمانان در جنگ با كافران آماده كرده است. پس بدانيد كه سراي ماندني بهتر از سراي فناپذير است.

خداوند متعال فرمود (اي كساني كه ايمان آورده ايد، صبور باشيد و يك‌ديگر را به صبر و پايداري سفارش كنيد و با آمادگي مراقب كار دشمن باشيد و از خدا بترسيد، اميد است كه رستگار شويد ...)

سپس برخاست و سلاح‌هاي آنان را حاضر كرد و لباس جنگ را يكي يكي بر آن‌ها پوشانيد آنگاه آنان را به سوي ميدان جنگ بدرقه كرد.

پسران با تكبير و "لا اِله الاّالله" گويان رهسپار شدند درحالي كه از خداوند مي‌خواستند كه دينش را به وسيله‌ي آن‌ها تقويت نمايد و به آن‌ها شهادت در راهش را روزي دهد.

در ميدان جنگ

هنگامي كه اوّلين پسرش به شهادت رسيد هر كسي كه او را مي‌شناخت براي او دلش سوخت ... چگونه مواجه خواهد شد با خبر شهادت فرزندش بعد از، از دست دادن پدر و دو برادرش؟!: ... آن‌ها نمي‌دانند آنچه بعداً به وقوع مي‌پيوندد، عظمت بيشتري خواهد داشت!!

مسلمانان پيروز شدند ... شهدا شمرده مي‌شوند ... چهار تن از آن‌ها فرزندان خنساء بودند ... واي ... چگونه اين خبر را به او برسانيم؟ ... او مي‌ميرد ... واي ... واي...!

خنساء از مراجعت كنندگان از ميدان جنگ استقبال مي‌كند ... از كسي درباره‌ي فرزندانش سؤال نكرد و فقط سؤال او فقط درباره‌ي اخبار جنگ بود! هنگامي كه به پيروزي مسلمانان پي‌برد،اشك‌هاي شادي برچهره‌اش جاري شد در حالي كه "لا

ولي . . . خبر . . . چگونه به او گفته مي شود . . . ؟!

اي مادر . . .

نه . . . نه. . . ممكن نيست . . . من گريستن او و زاري او را بر دو برادرش فراموش نمي كنم.

گويا خنساء خبر را از چشمان آورندي آن دانست، پس گفت: آيا خداوند مرا با به شهادت رسيدن آنان گرامي داشت؟

پس جواب داد: بـ... بـ ... بله ... آن‌گاه زير لب زمزمه كرد: (هرگز كساني را كه در راه كشته شده‌اند، مردگان مپندار، بلكه زندگانند كه نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند) سپس چشم به افق دوخت در حالي كه مي گفت:

سپاس ويژه‌ي آن خدايي است كه با شهادت آن‌‌ها به من بزرگواري نمود و شرف داد و اميدوارم كه مرا با ايشان در جايگاه رحمتش جمع كند، (محشور كند).

 

درس پنجم

اَلدَّرسُ الْخَامِسُ

طَلائِعُ النّور

كُنّا فـى الْحِصَّةِ الأخيـرةِ . نَظَرَت الْمعلِّمةُ إلي ساعتِها و قالَتْ : اَلدَّرسُ يَكْفـى ! أمّا الآنَ فأريدُ أن أتكَلَّمَ حولَ حَفْلةٍ عظيمةٍ تَنْعقدُ فـى مدرستِنا فـى الاُسْبوعِ الْقادِمِ.

نُريدُ فـى هذه الْحفلةِ أن نُكَرِّمَ شَخصيَّةً لَها مقامٌ عظيمٌ و شأنٌ رفيعٌ بَيْننا . لذا أرجو أن تَدْعونَ أولياءَ كُنَّ لِلْحضور فيها . كَثُرَت الضَّوضاءُ فـى الصَّفِّ .

فسألت بعضُ التِّلميذاتِ بعضاً : مَن الَّذﻯ أرفَعُ شأناً وأعَزُّ مَقاماً . . . ؟! قالَت الْمُعلِّمةُ : سَيَنْكَشِفُ كلُّ شـﻰءٍ.

دُقَّ الْجَرَسُ و خَرَجنا مِن الصَّفِّ . فـى الْمَمَرِّ نادَتْنـى مُعلِّمتـى و قالت : يا سَميـرةُ ! لا تَنْسَى أن تَحْضُرى فـى الْمراسيم مع أمِّكِ .

و لَمّا وَصَلتُ إلي الْمنْزلِ دَخَلتُ الْغُرفةَ قَلِقةً و سَلَّمتُ علي اُمّـﻰ و قُلتُ لَها مَحزونةً : هذه دعوةٌ لِلآباءِ و الاُمَّهاتِ لِلاشْتراكِ فـى حَفْلَةِ التّكريـمِ . . .   .

اِبْتَسَمَت و قالَتْ : شىءٌ جَميلٌ . . . سَنَشْتَرِكُ معاً .

جَلَستُ فـى زاوية الْغرفةِ و نظرتُ إلي صورةِ أبـى . . . : "لَيتَ أبـى كان حيّاً لِيشتركَ معنا فـى الْحفلةِ . . . الطّالباتُ يَأتيـن مع آبائِهنَّ و اُمَّهاتِهنَّ .

قالت لـى أمّى بِحَنانٍ : ماذا تَقولين يا سَميـرةُ ؟! أبوكِ كان معلّماً ، تركَ الدّرسَ و الْمدرسةَ لِيُدافعَ عن دينِنا وكَرامَتِنا و وطنِنا.كان أصْدَقَ النّاس قولاً وأحسَنَهُم عملاً . .  اُسْتُشْهِد فـى سبيلِ الْحقِّ حتّي تَسْتَطيعَ زَميلاتُكِ أن يَعِشْنَ فـى أمْنٍ و راحةٍ . . . و هذا عِزٌّ و فَخْرٌ لكِ . أنتِ بنتُ شهيدٍ وهذا أمرٌ عظيمٌ . . .

ما كُنتُ أفْهَمُ كلامَ أمّى . . . كُنتُ أظُنُّ أنَّ أبـى قد نُسِىَ و لَم يَبْقَ له ذكرٌ . تلك اللّيلةَ نِمتُ بِذكْرَي أيّامٍ كان أبـى معَنا . . . !

كانت الْمدرسةُ مُزدَحِمةً . لَم يَكُن فـى قاعة الْمدرسةِ مكانٌ لِلْجُلوسِ . أنا و اُمّى جَلَسْنا آخِرَ الْقاعةِ . جاءت الْمديرةُ و ألَحَّتْ علينا أن نَجلِسَ فـى الْمُقدَّمةِ .

بَدَأت الْمراسيمُ . عندما رُفِع السِّتارُ . . . تَحت الأضْواءِ الْمُلَوَّنَةِ مِن الأحْمَرِ و الأصْفَرِ والأخْضَرِ . . . رأيتُ صورةً كبيـرةً لأبـى . . . تعجَّبتُ كثيراً . . . ما كنتُ أستَطيعُ أن اُصَدِّقَ أن هذا أبـﻰ . . .

ها هذه الْمراسيمُ قد انْعقَدَتْ لِتكريـمِ أبـى ؟! . . .

وَقَفَت الْمديرةُ أمامَ الْجمع و بدأتْ بالْكلامِ :

نَحن اجْتَمَعنا فـى هذا الْمكانِ حتّي نُكَرِّمَ إنساناً ضَحَّي بنَفْسه و دافَع عن عقيدتهِ و كَرامةِ شَعْبِهِ . . . الشُّهداءُ فـى ذا كِرَتِنا.

هم خيـرُ النّاسِ إيْماناً و عمَلاً . . . فلَن نَنْساهُم أبداً. . .

و علينا أن  نَتَّخِذَهُم سِراجاً يُرْشِدُنا إلي طريقِ الْحقِّ . . .

أخَذَ قلبـى يَخْفِقُ بشدَّةٍ . كنتُ أنظُرُ إلي صورةِ أبـى .كأنَّه يَبْتَسِمُ إلَـىَّ . . .حينَما كنتُ غارِقَةً فـى أفكارى، نادَتْنـى أمّى: قُومى يا بُنَيَّتـى... السَّيِّدةُ الْمديرةُ تُناديكِ ...

فَسَمِعْتُها تقول : أرجو من ابْنَتـى سَميـرةَ أن تَأتـىَ و تأخُذَ هذه الْهَديّةَ من جانبِ الْمدرسةِ . . .

ذهبتُ نَحو الْمِنبَرِ و الْحُضّارُ يُصَلّونَ فيُصَفِّقونَ فَرِحيـنَ !

درس پنجم    

پيشگامان نور

در زنگ آخر بوديم. خانم معلّم به ساعتش نگاه كرد و گفت: درس كافي است! امّا هم‌اكنون مي‌خواهم پيرامون جشني بزرگ كه در هفته‌ي آينده در مدرسه‌ي ما برگزار مي‌شود، سخن بگويم.مي‌خواهيم در اين جشن شخصيتي را گرامي بداريم كه مقامي بزرگ و ارزش والايي دارد. بنابراين از شما مي‌خواهم كه پدران و مادران خود را براي حضور در آن دعوت كنيد. سر و صدا در كلاس زياد شد.

دانش‌آموزان از همديگر پرسيدند: چه كسي از نظر قدر و مرتبه بلندتر و از نظر مقام گرامي‌تر است ...؟! معلّم گفت: همه چيز معلوم خواهد شد.

زنگ به صدا در آمد و از كلاس خارج شديم. در راهرو معلّمم مرا صدا زد و گفت: اي سميره! فراموش نكن كه همراه مادرت در مراسم حاضر شوي.

و هنگامي كه به خانه رسيدم با پريشاني و ناراحتي وارد اتاق شدم و به مادرم سلام كردم و غمگينانه به او گفتم: اين دعوتي براي پدران و مادران جهت شركت در جشن گرامي‌داشت است . . .               

لبخند زد و گفت: چيزي زيباست ... با هم شركت خواهيم كرد.

در گوشه‌ي اتاق نشستم و به تصوير پدرم نگاه كردم ...: "اي كاش پدرم زنده بود تا در جشن همراه ما شركت كند... دانش‌آموزان همراه پدران ومادران خود مي‌‌آيند.

مادرم با مهرباني به من گفت: اي سميره، چه مي‌گويي؟! پدرت معلّم بود، او درس و مدرسه را رها كرد تا از دين و كرامت و وطنمان دفاع كند. از نظر گفتار راست‌گوترين مردم و از نظر كردار نيكوكارترين آن‌ها بود ... در راه حق به شهادت رسيد تا همشاگردي هاي تو بتوانند در امنيت و آسايش زندگي كنند ... و اين عزّت و افتخاري براي تو است. تو دختر شهيدي و اين امر بزرگي است ... .

سخن مادرم را نمي‌فهميدم ... فكر مي‌كردم كه پدرم فراموش شده است و جز نامي از او باقي نمانده است. آن شب با ياد روزهايي كه پدرم همراه ما بود، خوابيدم.

مدرسه شلوغ بود. در سالن مدرسه جايي براي نشستن نبود. من و مادرم در آخر سالن نشستيم. مدير آمد و به ما اصرار كرد كه در اوّل[سالن  ]بنيشينيم.

مراسم آغاز شد. هنگامي كه پرده كنار زده شد ... زير نورهاي رنگارنگِ سرخ و زرد و سبز ... تصوير بزرگ پدرم ديدم ... بسيار شگفت‌زده شدم ... نمي‌توانستم باور كنم كه اين پدرم است

هان! اين مراسم براي بزرگ‌داشت پدرم برپا شده است.

خانم مدير مقابل جمع ايستاد و شروع به سخن گفتن كرد.

ما در اين‌جا جمع شده‌ايم تا گرامي‌ بداريم انساني را كه جان خود را فدا ساخت و از عقيده‌ي خود و بزرگواري ملّتِ خود دفاع كرد...شهيدان در ياد و خاطر ما هستند.

آن‌ها از نظر ايمان و عمل بهترين مردم‌اند ... هرگز آنان را فراموش نمي‌كنيم ... و بر ما واجب است آن‌ها را همانند چراغي بدانيم كه ما را به‌ راه حق هدايت مي‌كند.

قلبم به شدّت شروع به تپيدن كرد. به تصوير پدرم مي‌نگريستم. گويا به من لبخند مي‌‌زد، زماني كه در انديشه‌ها غرق بودم. مادرم مرا صدا زد: برخيز دخترم خانم مدير تو را صدا مي‌زند ...

پس شنيدم كه مي‌گفت: از دخترم سميره مي‌خواهم كه بيايد و اين هديه را از طرف مدرسه بگيرد.

درحالي كه حاضران صلوات مي‌فرستادند با خوشحالي دست مي‌زدند، به سوي تريبون رفتم.

 

درس ششم

اَلدَّرسُ السّادِسُ

اِغْتِنامُ الْفرصَة

بادِرِ الْفرصَةَ واحْذَرْ فَوتَها                            فَبُلوغُ الْعِزِّ فـى نَيْلِ الْفُرَصْ

و اغْتَنِمْ عُمْرَكَ أيَّامَ الصِّبا                            فَهْوَ إن زادَ معَ الشَّيْبِ نَقَصْ

إنَّما الدّنيا خَيالٌ عارِضٌ                             قَلَّما يَبْقَي ،و أخبارٌ تُقَصْ

فَابْتَدِرْ سَعْيَك ، و اعْلَمْ أنَّ مَنْ                       بادَرَ الصَّيْدَ معَ الْفجْرِ قَنَصْ

و اتْرُكِ الْحِرْصَ تَعِشْ فـى راحةٍ                    قَلَّما نالَ مُناُه مَنْ حَرَصْ

قد يَضُرُّ الشّىءُ تَرْجُو نَفْعَهُ                           رُبَّ ظَمْآنَ بِصَفْوِ الْماءِ غَصْ

هذه حكمةُ شيخٍ عالِمٍ                                فَاقْتَنِصْها ، فَهى نِعْمَ الْمُقْتَنَصْ

سامى البارودى

اَلْبارودﻯُّ مصرﻯّ الْمَولِد . قد تَذَوَّقَ مُرَّ الْحياةِ و حُلْوَها . فجَمع تَجارِبَ قيِّمةً فـى حياتهِ . شجَّع الشّاعرُ فـى هذه الْقصيدةِ الشّبابَ إلي الاستفادةِ من الْفُرَصِ لِلْوصولِ إلي الشّرفِ و الْمجدِ.

و يَعتقدُ أنّه لا ينجَحُ فـى هذه الْحياة إلّا الْمُجِدّينَ . و يَرَي أنّ النّاسَ فـى مُجتمعِه يُضَيِّعونَ عمرَهم إلّا أصحابَ الأخلاق الْكريـمةِ و مَن تَعّرفَ علي حقيقةِ الْحياة .

البارودﻯُّ قد أحَسّ أنّ بِلادَهُ لا تُعانـى إلّا الكَسالةَ و الْخُمولَ فيدعو إلي السّعى و الْعمل .

درس ششم

غنيمت شمردن فرصت

1- در هنگام فرصت بشتاب وعجله كن،(فرصت را غنيمت بدان) و برحذر باش از فوت و از دست‌ دادن آن / زيرا رسيدن به عزّت و بزرگواري در دستيابي به فرصت‌هاست.

2- روزگار كودكي (جواني) عمرت را غنيمت بشمار / زيرا عمر اگر با پيري زياد شود، كاهش مي‌يابد.

3- دنيا تنها مانند خيالي زودگذر است / كه چندان پايدار نيست و همچون اخباري است كه روايت مي‌شود.

4- تلاش خود را به كار بند و بشتاب، و بدان كه هركس / بامدادان به شكار اقدام كند، صيد و شكار مي‌يابد.

5- حرص و آز را رها كن تا در آسايش زندگي كني / هر كه حرص و طمع ورزد خيلي كم به آرزويش مي‌رسد.

6- گاهي به چيزي كه به سود و نفع آن اميدواري، ضرر و زيان مي‌رساند / چه بسا تشنه‌اي كه آب صاف در گلويش گير كند.

7- اين پند و حكمت مرد دانشمندي است / آن را غنيمت بدان، زيرا بهترين دستاورد است!( آنرا شكار كن زيرا نيكو شكاري است.)

محلّ تولّد بارودي در مصر است.او تلخ و شيرين روزگار را چشيده است و تجربه هاي با ارزشي را در زندگي اش جمع كرده است.

شاعر دراين قصيده جوانان را به استفاده از فرصت ها براي رسيدن به شرافت و بزرگي تشويق كرده است.

و معتقد است فقط كساني كه كوشش مي كنند در زندگي موفق مي شوند.

و معتقد است كه مردم در جامعه او عمرشان را تباه مي كنند مگر افرادي كه اخلاقي خوب دارند و حقيقت زندگي را شناخته اند.

بارودي حس كرده است كه كشورش از [ چيزي] جز تنبلي و سستي رنج نمي برد پس به سعي و تلاش و كار كردن فرا مي خواند.

 

درس هفتم

اَلدَّرسُ السَّابِع

عليكُم بالْقرآن ِ

قال‌النّبـىُّ الأكرمُ (ص):" إذا الْتَبَسَت عليكُم الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فعليكُم بالْقرآنِ "

اَلْقرآنُ نورٌ و هُديً يُخْرجُ الْمجتمعَ الإنسانـى مِن الْموتِ إلي الْحياةِ و مِن الْيأسِ إلي الرَّجاء و مِن الْكَسَلِ إلي النَّشاطِ و من السُّكونِ إلي الْحركةِ و هو لا يَسْمَحُ لِلنّاس أن يَتْرُكوا الدّنيا بِذريعَةِ الْحصولِ علي الآخِرةِ . بل يَجعلُ الدّنيا وسيلةً لِلْحُصولِ علي الْعُقْبـَي .

و إليك الآنَ بعضَ الآياتِ حَول هذا الشّأنِ :

إنَّ القرآنَ الْكريـمَ قد عَدَّ الْمواهبَ الطّبيعيّةَ و النِّعمَ الإلـهيّةَ رزقاً لِلإنسان و وسيلةً لِبقاء حياتِه و دوامِ عَيْشهِ و سبباً لِحركتِهِ نَحوَ الْكمالِ و الرُّشدِ.

﴿ و نَزَّلنْا مِن السَّماءِ ماءً مباركاً فأنْبَتْنا جنّاتٍ و . . . رزقاً لِلْعبادِ فَنَهي الإنسانَ عن تحريـمِ هذه النِّعَمِ علي نَفْسه ﴿يا أيُّها الّذين آمَنوا لا تُحَرِّموا طَيّباتِ ما أحَلَّ اللّهُ لكم

و هذا الْخِطابُ عامٌّ مُوَجَّهٌ إلي بنـى آدمَ أجْمَعيـنَ ، و لايَخْتَصُّ بالأغنياءِ ﴿ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينةَ اللّهِ الّتـى أخرَجَ لِعبادِهِ و الطّيّباتِ مِن الرّزقِ ، قُلْ هى لِلّذين آمَنوا فـى الْحياةِ الدّنيا

مِن واجبِ الإنسان أن يَسْعَي لِلاستفادةِ مِن هذه النِّعَمِ فـى طريق حركتهِ نَحْوَ الْكمالِ و الرُّشْدِ و لا يَنْسَي مسؤوليَّتهُ تَجاهَ خالِقه.

قال الإمام علىٌّ (ع) : " إنَّ اللّهَ يُحِبُّ أن يَرَي أثَرَ النِّعمةِ علَي عبْدِه" ! فمَن ضَيَّعَ النِّعَمَ باسْتِفادَتِهِ فـى غيـرِ طريقِ الْحقَِ فقد كَفَرَ بِها .

إنَّ الْقرآنَ يؤكِّدُ أنَّ لِهذا الْعالَمِ سُنَناً و قوانيـنَ لا تَتَغيَّرُ ﴿ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تبديلاً و مَن اسْتفادَ مِن هذه السُّنَنِ يَصِلْ إلي غايته ، و لا فرقَ فـى ذلك بين أن يكونَ  الإنسانُ مؤمناً بِاللّهِ أو غيـرَ مؤمنٍ به ، مُسْلِماً أو غَيْرَ مسلمٍ ، لأنَّ الأسْماءَ و الْعناوينَ لا قيمةَ لَها مادامَتْ لَم تَقْتَرِنْ بالْعملِ !

لَمّا فَتَحَ‌ رسولُ اللّه(ص)مكّةَ قامَ ‌علي ‌الصَّفا فقال: يا بَنـى هاشمٍ ، يا بَنـى عبْدِ الْمُطَّلِبِ ! . . . لا تقولوا إنَّ مُحمّداً مِنّا ، فَوَاللّهِ ما أوليائى مِنكُم و مِن غيركم إلّا الْمتّقونَ . . . إنّ لـى عملى و لكُم عَمَلَكُم".

و هذا الإنسانُ لا يَيْأسُ و إنْ رَأي أنَّ قُوَي الظّلْم مُسَيْطِرةٌ علي الْعالَم ، لإنَّه قد آمَنَ بـ ﴿ أنّ الأرضَ يَرِثُها عبادﻯَ الصّالِحونَ و يعلَمُ أنّ الْحقَّ هو الْباقى و أنّ ﴿ الْباطلَ كان زَهوقاً

﴿و نُريدُ أنْ نَمُنَّ علَي الّذين اسْتُضْعِفوا فـى الأرضِ و نَجْعَلَهم أئمّةً و نَجعَلَهُم الْوارثيـنَ

درس هفتم

به قرآن پناه ببريد

پيامبر اكرم (ص) فرمود: "وقتي كه فتنه‌ها همچون پاره‌هاي شب تاريك بر شما پوشيده شد، پس به قرآن پناه ببريد."

قرآن نور و هدايت‌گري است كه جامعه‌ي بشري را از مرگ به سوي زندگي و از نااميدي به اميدواري و از تنبلي به سوي فعّاليّت و از سكون به سوي حركت، در مي‌آورد و به مردم اجازه نمي‌دهد كه دنيا را به بهانه‌ي دستيابي به آخرت، رها كنند، بلكه دنيا را وسيله‌اي براي رسيدن به آخرت،‌ قرار مي‌دهد.

و هم‌اينك به برخي آيات درباره‌ي اين موضوع، توجّه كن:

همانا قرآن كريم بخشش‌هاي طبيعي و نعمت‌هاي الهي را به عنوان روزي براي انسان و وسيله‌اي براي بقا و دوام زندگي‌اش و عاملي براي حركتش به سوي كمال و رشد، شمرده است.

 (و از آسمان، آبي پربركت فرود آورديم، پس بدان[ وسيله  ]باغ‌هايي رويانيديم ... براي روزي بندگان) بنابراين انسان را از محروم كردن اين نعمت‌ها بر خودش، بازداشته است (اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، چيزهاي پاكيزه‌اي را كه خدا براي شما حلال كرده، حرام مشماريد)

و اين فراخواني، يك پيام عمومي براي تمامي فرزندان بشر است، و ويژه‌ي ثروتمندان نيست (بگو: زيوري را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزي‌هاي پاكيزه را، چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين ]نعمت‌ها[ در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده‌اند).

بايد كه انسان براي استفاده و بهره از اين نعمت‌ها در راه حركتش به سوي كمال و رشد، تلاش كند و مسؤوليّت خويش را در برابر آفريده‌اش فراموش نكند.

امام علي (ع) فرمود: "مسّلماً خداوند دوست مي‌دارد كه تأثير نعمت را بر روي بنده‌اش، ببيند" پس هر كه نعمت‌ها را با استفاده اش در مسير ناحق تباه كند، نسبت به آن‌ها كفر ورزيده است.

در حقيقت قرآن تأكيد مي‌كند كه اين جهان داراي سنّت‌ها و قوانين غير قابل تغيير است (و هرگز براي سنّت خدا دگرگوني نخواهي يافت) و هر كه از اين سنّت‌ها استفاده كند به هدفش مي‌رسد، و هيچ فرقي در آن ميان وجود ندارد كه انسان به خدا ايمان داشته باشد يا نداشته باشد، مسلمان يا غير مسلمان باشد، زيرا اسم‌ها و لقب‌ها و عنوان‌ها تا زماني كه به عمل نزديك نشوند (همراه عمل نباشند)، هيچ ارزشي ندارد .

وقتي كه رسول خدا (ص) مكّه را فتح كرد، بر روي "صفا" ايستاد و گفت: "اي فرزندان هاشم،‌ اي فرزندان عبدالمطّلب، ... نگوييد كه محمّد از ماست،‌ قسم به خدا دوستان من از شما و غير شما جز پرهيزگاران نيستند ... مسّلماً عمل من براي من و عمل شما براي شماست."

و اين انسان نااميد نمي‌شود، اگرچه ببيند نيروهاي كفر بر جهان مسلّط شده‌اند، زيرا او ايمان آورده است به اين كه (زمين را بندگان شايسته  به ارث مي‌برند) و مي‌داند كه فقط حق ماندگار است و[ مي‌داند ]كه (باطل نابودشدني است).

(و مي‌خواهيم كه منّت نهيم بر كساني كه در زمين ضعيف نگاه داشته شده‌اند و آنان را پيشوايان گردانيم، و ايشان را وارث[ زمين ]كنيم).

نوشته شده در شنبه 1382/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

الدّرس الأوّل

اَلأدَبُ فـى الْخِطابِ

﴿ واذْكُرْ فـى الْكتابِ إبراهيمَ إنَّهُ كان صِدّيقاً نَبِيّاً﴾

﴿ إذْ قالَ لِأبيهِ يا أبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسمَعُ و لا يُبْصِرُ و لا يُغْنـى عنْك شَيئاً﴾

﴿ يا أبَتِ إنّى قَد جاءَنـى مِن الْعِلمِ ما لَمْ يَأتِكَ ﻓﭑتَّبِعْنـى أهْدِكَ صِراطاً سَوِيّاً﴾

﴿ يا أبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيطانَ إنَّ الشّيطانَ كانَ لِلرّحمنِ عَصِيّاً ﴾

﴿ يا أبَتِ إنّى أخافُ أنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِن الرّحمَنِ فتكونَ لِلشّيطانِ وَليّاً﴾

﴿ قالَ أ راغبٌ أنْتَ عَن آلِهَتـى يا إبراهيمُ؟! لَئن لَم تَنْتَهِ لَأرْجُمَنّكَ و اهْجُرنـى مَليّاً ﴾

﴿ قالَ سَلامٌ عليكَ سَأستَغْفِرُ لكَ رَبّى إنَّه كانَ بـى حَفيّاً ﴾ (سورةُ مريمَ: 41- 47)

درس اول

و ياد كن در كتاب،  ابراهيم را كه بسيار راستگو و پيامبر بود.