تميز: در لغت به معني تشخيص دادن امّا در اصطلاح اسم نكره منصوب جامد كه ابهام كلمه يا جمله ماقبل خودرا برطرف مي كند . تميز به دوسته تقسيم مي شود
الف) تميز مفرد (ذات) ب) تميز جمله (نسبت )
تميز مفرد : تميزي كه ابهام كلمه ما قبل خود را برطرف كند تميز مفرد گويند.
موارد تميز مفرد: اسم نكره منصوبي كه بعداز اسماء مبهم مانند وزن (كيلو- منّ - مثقال – غرام - ذره ) و پيمانه(كأس- قدح – كوب ) مساحت (متر – كيلو متر – هكتار) وعدد (معدود عددسه به بعد )وكمْ(استفاميه وخبريه) بيايد نقش تميز را دارد . اشتريتُ كيلواً تفا حاً . شربْتُ كوباً شاياً . اشتريتُ متراً قماشاً. جاء احد عشَر تلميذاً
تميز جمله (نسبت) : اسم نكره منصوب كه ابهام جمله ماقبل را بر طرف مي كند ، تميز نسبت گفته مي شود .
موارد تميز جمله (نسبت) :1- اسم نكره منصوب جامد(با فاصله وبدون فاصله ) بعد از اسم تفضيل بيايد نقش تميز را دارد . هوَ اكثرُ الناسِ ِ نجاحاً نكته : كلمه خير وشرّ اگربتر تيب به معني خوب تر وبدتر باشد اسم تفضيل مي باشد. العلماءُ خيرُ الناس ِ علْماً تميز
2- اسم نكره منصوب بعد از ريشه فعل هايي مانند زاد(يزداد) ،ملأ(امتلأ) ، فاض ، طاب، حسن ، كثُرَ ،كبر،تقّدم، تميّزَ،يمتازُ كفي، وسع ، تفتّحَ ، سقط، ارتفع، احصي ،غرس ، حفظ، اضاء، فجّرَ،رتّبَ، جفَّ، اطـمإنَّ ،نظم ،بيايد نقش تميز را دارد .يزداد المسلمون نفوساً . تميز
اصل تميز : تميز نسبت منقول از(در اصل ) فاعل ومفعول ومبتدا است. يعني قبل از اينكه تميز واقع شود نقشهاي فاعل ومفعول ومبتدا را داشته است . اگر جمله اسميه باشد يا اينكه در جمله اسم تفضيل باشد تميز در اصل مبتدا بوده واگر جمله فعليه باشد وقبل از تميز اسم منصوب باشد تميز در اصل مفعول مي باشد واگر قبل از تميز اسم مرفوع باشد تميز در اصل فاعل مي باشد .
نكته :اگر پيش از تميز اسم مجرور و... باشدبه آن كلمه كاري نداريم وبه كلمه پيش ازآن مراجعه مي كنيم.يزداد المسلمون نفوساً. فجّرْنا الارضَ عيوناً. بعض الناس ِ اكثرُ نجاحاً
اصل تميز (فاعل ) اصل تميز (مفعول ) اصل تميز (مبتدا)
ترجمه تميز :
تمیز مفرد عینا بعد از اسماء مبهم ترجمه می شود. شربَ ابی کوباً شایاً پدرم یک فنجان چای نوشید
تميزجمله به اشكال زير ترجمه مي گردد
الف )گاهي اوقات طبق اصل خودش ترجمه مي گردد .
ب) گاهي اوقات با آوردن اصطلاحاتي از قبيل ((از لحاظ ،از نظر ،و.....))در ابتداءتميز، ترجمه مي گردد.مُلِئَ قلبي ايماناً .(قلبم پر از ايمان شد.) يا ( قلبم از نظر ايمان پر شد. )
***در جملاتي كه تميز بعد از پس از اسم تفضيل مي آيد مي توان آنراعلاوه بر اشكال فوق به شكل صفت تفضيلي يا عالي نيز ترجمه كرد يعني آخر تميز (تريا ترين ) بياوريم .
هوَ احسنُ الناس ِ اخْلاقاً . (او خوش اخلاق ترين مردم است.) يا (او ازنظر اخلاق بهترين مردم است .تميز اعداد قواعد مخصوصي دارد كه در ذيل به شرح آن مي پردازيم .
اعداد
|
عدد |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
|
مذکر |
واحد |
إثنان- إثنين |
ثلاث |
اربع |
خمس |
ستّ |
سبعَ |
ثمانیَ |
تسعَ |
عشرَ |
|
مؤنث |
واحدة |
إثنتان - إثنتين |
ثلاثة |
اربعة |
خمسة |
ستّة |
سبعَة |
ثمانیَة |
تسعةَ |
عشرةَ |
قواعد عدد 1و2
1- عدد بعد از معدود مي آيد ودر جنس و اعراب با معدود مطابقت مي كند چون نقش صفت را دارد
2- عدد 2 در حالت رفع با (ا) مي آيد ودر حالت نصب وجر با(ي) مي آيد .
جاء رجلٌ واحدٌ ذهبتْ تلميذةٌ واحدةٌ . ذهب رجلان ِ اثنان ِ. رايْتُ رجلين ِ اثنين ِ
قواعد عدد 3 تا 10
1- معدود بعد از عدد مي آيد وبايد جمع ومجرور باشد
2- اين اعداد از نظر جنس عكس معدودشان هستند يعني اگر معدود مذكر باشد عدد مؤنث است وبلعكس
3- اين اعداد معرب هستند در نتيجه با توجه به نقششان اعراب آنها تغير مي كند .
في القريةِ اربعةُ مساجدَ في المدرسة سبعُ تلميذاتٍ
مبتداي مؤخر تميز به اعراب فرعي مجرور مبتداي مؤخر تميز به اعراب اصلي مجرور
نوشته شده در جمعه 1381/08/03 توسط آهویی!
| لينك ثابت |